برچسب کمدی

سلام بر فرشتگان 1389

فیلم داستان دختربچه‌ای به اسم شادی‌ست که برای مادربزرگش حادثه‌ای اتفاق می‌افتد و به همین علت در بیمارستان بستری می‌شود و در آستانه‌ی مرگ قرار می‌گیرد. در همین حین شادی با سه شخصیت آشنا می‌شود که فقط او و برادر کوچکترش قادر به دیدن آنها هستند. یکی فرشته‌ی زندگی، «جان‌جان»(ماه‌چهره خلیلی)، دیگری فرشته‌ی مرگ، «بای‌بای خان»(محسن مجیب) و نفر سوم هم روح پدربزرگ‌ش «بیوک بابا»(علیرضا خمسه) که سعی دارد هرچه سریع‌تر مادربزرگ را با خود به دنیای دیگر ببرد.
در گیرودار دعوای فرشته‌ی مرگ و فرشته‌ی زندگی برای بردن یا نبردن ماردبزرگ، شادی آرزوی می‌کند که اصلا مرگی وجود نداشته باشد و همه زنده بمانند. این آرزو برآورده می شود و فرشته‌ی مرگ تا اطلاع ثانوی از خدمت خلع می‌شود. با رفتن فرشته‌‌ی مرگ کم‌کم ظاهر دنیا تغییر می‌کند و به جای نامطلوبی برای زندگی تبدیل می‌شود. بیمارستان‌ها پر از بیمارانی می‌شود که دیگر نمی‌میرند و جایی برای بیماران جدید نیست، بیماری‌ها اساسا خوب نمی‌شوند چون دیگر میکروب‌ها نمی‌میرند و داروها اثر نمی‌کنند و.... تا اینکه شادی خودش به این نتیجه می‌رسد که برای بهبود اوضاع از خداوند بخواهد که فرشته‌ی مرگ را به سر کارش بازگرداند و.....

تو و من 1390

دو جوان (محمدرضا گلزار و الناز شاکردوست) بنا به دلايلي مجبور مي‌شوند مدتي نقش نامزدهاي يکديگر را بازي کنند. اما در اين ميان درگير ماجراهاي مختلفي مي‌شوند و پس از مدتي واقعا به يکديگر علاقه مند مي‌شوند…

دموکراسی تو روز روشن 1388

سردار امير ستوده از سرداران هشت سال دفاع مقدس است که در سازمان تحقيق و تفحص در امور شهدا مشغول به‎كار است. سردار امیر ستوده در تصور خانواده و مردم یکی از شخصیت‌های بی ریا، متعهد، مومن، به‌دور از تجملات دنیا است که بعد از جنگ خالص باقی مانده و به خاطر خالص بودنش هنوز در خانه استیجاری زندگی می کند و چیز از خود ندارد.

او دارای یک دختر به نام زهرا است، که به پدر خود ایراد مي‌گيرد، "چرا با آنکه خودت پای برگه عالم و آدم را براي در خواست وام امضا می کنی، خودمان نمی توانیم وامی را بگیریم و از استیجاری بودن منزل نجات پیدا کنیم" که با توجیهات همیشگی پدر مواجه می شود. امیر ستوده همچنین دارای پسری است که توجه زیادی به پدر خود ندارد و همیشه مورد سرزنش پدر بابت موهای بلند و ظاهری غیر موجه است.

همه چی آرومه 1389

شروین، البرز و شاهکار تصمیم می‌گیرند پیش از ازدواج دوستشان ابی که کارمند ساده بانک است، او را به یک سفر مجردی ببرند. به صورت تصادفی و با خوردن نوعی قارچ توهم‌زا این چهار دوست دچار توهم می‌شوند. آنها دو روز بعد در یک خانه نا‌آشنا، در حالی از خواب بیدار می شوند که هیچ چیز از اتفاقات دو روز گذشته به یاد نمی‌آورند...

سنگ اول 1388

حسن‏علي اولين كسي است در آبادي كه مي‏رود و براي خودش از شهر سنگ قبر مي‏خرد. اين مسئله تعجب همه‏ي اهالي را در پي دارد و سوژه ي خنده آنها مي‏شود، او خود را پدري مهربان، دلسوز و فداكار ناميده. همسر او نيز با گلايه از اين كار، شروع به نق‏زدن مي‏كند كه چرا حسن‏علي براي وي پول خرج نمي‏كند. مگر او فداكار نيست و نبوده كه حسن‏علي براي او سنگ نخريده؟! اين مسئله در بقيه‏ خانواده‏ها نيز باعث بروز اختلاف مي‏شود.

خروس بی محل 1387

مادر پريا نويسنده قصه هاي كودكان است. يكي از شخصيت هاي داستانش او را مي دزدد و پريا براي رهايي مادرش از بند وارد ماجرا مي شود...

آقای الف 1391

امیر ادیب تاجر جوان ایرانی در حالی که قرار است در مزایده بزرگ بورس شرکت کند، با شخصی روبرو می‌شود که به او می گوید تا دو هفته دیگر خواهد مرد...