برچسب کرکوک

بمباران کرکوک در حمله به اچ‌سه ایذایی نبود، انتحاری بود/اسرائیل از پایگاه تبریز کینه داشت

پالایشگاه را زدیم. هرسه در یک خط بودیم. بمب‌ها را هم روی (حالت) ریپل گذاشتیم که با فاصله رها شوند و تخریب بیشتری به جا بگذارند. وقتی بمب‌ها را رها کردیم، شهید توکلی بی‌اراده گشت سمت من. داشتیم برخورد می‌کردیم. یک‌لحظه خودم را کشیدم بالا و او از زیرم رد شد.

اشهد را گفتم و دستگیره اجکت را کشیدم/لحظات سخت بازجویی و فلک در پایگاه کرکوک

انتهای باند پایگاه هوایی کرکوک، چندهواپیما بود که آن‌ها را زدم. آن‌ها هم آماده شده بودند بیایند سمت ما. تقریبا می‌دیدم که سربازها هرکدام از پشت تریپل ای ها فرار می‌کنند. چون چسبیده بودم کف زمین. سرعتم هم خیلی زیاد بود. ۳۰۰ نات سرعت داشتم. ولی انتهای باند منتظرم بودند و زدند. دیدم هواپیما خیلی ارتعاش دارد. ناگهان دماغ هواپیما افتاد پایین. اشهد را گفتم و یا علی! [دستگیره اجکت را] کشیدم.

بمباران لانه زنبور کرکوک به روایت تایگر پایگاه تبریز/کاخ تابستانی صدام را به فشنگ بستم

بله. ده پانزده مایل مانده به هدف دیدم، دو سه موشک از کنارم رد شد. قرار بود یک‌کلمه هم حرف نزنیم. اما دیدم فعالیت پدافند زیاد شد. گلوله‌های ضدهوایی را می‌دیدم می‌آیند. نتوانستم خودم را نگه دارم. گفتم «جناب سرگرد مرا بدجوری می‌زنند!» سرش را گرداند طرف من و ناگهان گفت «یا ابوالفضل! بکش پایین!» دو هواپیمای اسکرامبل بلند کرده بودند.

فیلم: بمباران لانه زنبور کرکوک به روایت تایگر پایگاه تبریز

ده پانزده مایل مانده به هدف دیدم، دو سه موشک از کنارم رد شد. قرار بود یک‌کلمه هم حرف نزنیم. اما دیدم فعالیت پدافند زیاد شد. گلوله‌های ضدهوایی را می‌دیدم می‌آیند. نتوانستم خودم را نگه دارم. گفتم «جناب سرگرد مرا بدجوری می‌زنند!» سرش را گرداند طرف من و ناگهان گفت «یا ابوالفضل! بکش پایین!» دو هواپیمای اسکرامبل بلند کرده بودند.