عکس| سفر زمان؛ «کتایون ریاحی» در 50 سالگی و در جشن حافظ؛ سال 1390
در ادامه تصویری کمتر دیده شده از کتایون ریاحی را در 50 سالگی و در جشن حافظ در سال 1390 مشاهده می کنید.
در ادامه تصویری کمتر دیده شده از کتایون ریاحی را در 50 سالگی و در جشن حافظ در سال 1390 مشاهده می کنید.
منبع : گیل خبربرای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید
سال های دور در یک بیمارستان، دو نوزاد به دنیا آمده اند و بستگانشان کنار آنها هستند. پسرکی به نام فرهاد کنار یکی از دو نوزاد عکس می گیرد. سال ها بعد فرهاد و لیلی، یکی از همان دو نوزاد، بزرگ شده اند. آنها دخترعمو و پسرعمو هستند و خانواده هر دو اصرار به ازدواج آنها دارند، اما فرهاد مایل به این ازدواج نیست. فرهاد که به عنوان تعمیرکار تأسیسات در فروشگاه رفاه کار می کند دلبسته فروشنده ای بیوه به نام شیرین است و از او تقاضای ازدواج می کند. شیرین که ماجرای علاقه لیلی را به فرهاد می داند، این پیشنهاد را نمی پذیرد. فرهاد همه چیز را با لیلی در میان می گذارد و لیلی نیز به رغم علاقه ای که به او دارد، می پذیرد خود را کنار بکشد، اما پدر قلدر و زورگوی فرهاد بر ازدواج این دو اصرار دارد. درگیری میان فرهاد و پدرش بالا می گیرد و نهایتاً پدر او را از خانه بیرون و از ارث محروم می کند و مغازه را نیز از او می گیرد. فرهاد تصادف می کند، اما این هم باعث تغییر عقیده پدرش نمی شود. فرهاد خود را به دیوانگی می زند و در بیمارستان روانی بستری می شود. با مدیر و دکتر بیمارستان درگیری پیدا می کند و به او شوک الکتریکی می دهند. فرهاد که کمی حالش خوب می شود منبع آب تیمارستان را تعمیر می کند و بیماران خوشحال می شوند، اما همچنان با هیچ کدام از اعضای خانواده اش حرف نمی زند. لیلی به سراغ شیرین می رود و از او خواهش می کند زندگی فرهاد را نجات بدهد. شیرین متحول می شود، لیلی همه چیز را فراموش می کند و به شدت عاشق فرهاد می شود، و صبح روز بعد به ملاقات فرهاد می رود. اما با خود عکسی از دوران کودکی فرهاد را دارد که زمانی که او تازه به دنیا آمده، بر بالای گهواره اش ایستاده بود.
این سریال روایتگر جوانی به نام جلال است که به دلیل بدبیاریهای مختلف قصد رفتن به ناکجاآباد را دارد، اما طی اتفاقاتی جنازهای پیدا میکند که متوجه میشود میلیاردها تومان ارزش دارد.
مجید که پیش از مرگ معتمدی با او دعوا کردهاست، مضنون شناخته شده و به زندان میافتد. اما از آنجایی که سرهنگ مسئول رسیدگی به پرونده او، به بیگناهیاش اطمینان دارد، از خواهرزادهاش میخواهد تا وکالت مجید را بر عهده گرفته و با بررسی پرونده برای آزادی او تلاش کند…
فیلم تصویرگر نگاه ۱۱۳ بازیگر زن، بدون هیچ سخنی به دوربین فیلمبرداری است، در حالی که صداهایی از خواندن منظومه خسرو و شیرین نظامی گنجوی به گوش میرسد.
همه بازیگران فیلم به جز ژولیت بینوش، ایرانی و همگی از هنرپیشگان حرفهای سینمای ایران هستند. در فیلم شیرین زنان هنرپیشه در برابر دوربین ظاهر شده و نگاهها و واکنشهای خود را هنگام تماشای فیلمی براساس بخشی از داستان عاشقانه ایرانی افسانه ای خسرو و شیرین با مضامین ایثار زنان به نمایش گذاشتهاند. البته مردان هم در سالن سینما دیده میشدند. اما در حاشیه دوربین دیده میشوند و دوربین فقط روی بازیگران زن تمرکز میکند.
زندگی روزمره ساکنان یک محلهٔ قدیمی، دستمایه این مجموعه تلویزیونی بود. اتفاقات مختلفی در محله رخ میدهد و هربار میرزا نصرالله (با بازی عنایتالله بخشی) که ریشسفید محله است، گره از مشکلات همسایهها میگشاید و در رفع گرفتاریهای آنان میکوشد.