عکس| گذر زمان؛ «کتایون امیرابراهیمی» بعد 50 سال و در کنار دخترش؛ سال 1402
در ادامه تصویری جالب از کتایون امیرابراهیمی را بعد گذشت 50 سال و در کنار دخترش در سال 1402 می بینید.
در ادامه تصویری جالب از کتایون امیرابراهیمی را بعد گذشت 50 سال و در کنار دخترش در سال 1402 می بینید.
این فیلم روایتی از زندگی یک نویسنده و کارگردان سینماست که در پنج سال گذشته نتوانسته فیلمنامهای بنویسید و فیلمی را کارگردانی کند.
میترا ، زنی 57 ساله نقاش و مجرد ، دچار کووید 19 شده است و به کما رفته است . در چند لحظه ی پیش از مرگ ، ناخودآگاهش به همه جا سفر می کند.
این فیلم داستان مردی به نام کمال است که به اتفاق همسرش طلعت از شهرستان راهی تهران میشوند تا فرزندانشان را ببینند اما دخترها و پسرها آن قدر درگیر مشکلات زندگی شدهاند که نمیتوانند از پدر و مادرشان پذیرایی کنند.
عابد دانشجوی رشتهی هنر است. او در کارگاه فتاح که استاد قلمزنی است مشغول به کار است تا اینکه عابد به دختری علاقمند میشود که ...
بهروز پرستار یک پیرمرد ثروتمند به نام مظفر, مشغول به کار شود. و شوهر خواهر او سعی در ازدواج عمه بیوه اش با مظفر دارد اما مظفر, مادر بهروز را میبیند و تصمیم میگیرد که با او ازدواج کند. این در حالیست که عموی بهروز, پس از سالها از ژاپن برمیگردد و میخواهد طبق رسم خانوادگیشان با همسر برادر مرحومش ازدواج کند …
این مجموعه زندگی چند جوان و خانواده آنها را به صورت موازی دنبال میکند. قصه این مجموعه در محلهای قدیمی اتفاق میافتد. ماجرا از جایی آغاز میشود که حشمت بعد از گذشت سالهای طولانی از زندان آزاد میشود. او به جرم قتل پدر مرتضی به زندان رفتهاست. در غیاب او عزت دوست صمیمی حشمت به هیچکدام از قولهایش درباره خانواده او عمل نکرده و آنها را رها کردهاست ...
زندگی به شرط خنده در روایتی طنز، در خانهای که صاحب آن در خارج از کشور به سر میبرد؛ افرادی زندگی میکنند که هر کدام برای خود مشکلات و آرزوهایی دارند. در این میان خشایار، پیرمرد سودجو و پول دوستی که وظیفه مراقبت از خانه را بر عهده دارد، در نبود صاحب خانه، آن را به گروههای مختلف فیلمبرداری اجاره میدهد.