برچسب کتاب

کتاب‌خوان‌ها همدیگر را خیلی زود پیدا می‌کنند

زنگ خورد. ده ثانیه بعد در زد و اجازه گرفت بیاید توی دفتر. مستقیم آمد سمت میزم. سرم توی کامپیوتر بود و دانش‌‌آموزان جامانده‌ از کتاب درسی را ثبت‌‌نام می‌کردم. چشم‌توچشم که شدیم، یک‌هو گفت: «آقا! شما نویسنده مورد علاقه‌تون کیه؟»

قهرمانان پرواز ساعت شانزده

«ما برای ماندن در کردستان که آن را از دست ضدانقلاب آزاد کرده بودیم، مقاومت کردیم. مردم نمی‌خواستند ما از آن منطقه برویم؛ چون به‌عینه دیده بودند که با آمدن پاسداران به منطقه، امنیت و آرامش هم آمده بود و از همه مهم‌تر دیدند که یاغی فراری و مرموزی مثل «کاک رشید» …

روزگاری به شیرینی گز

بارها می‌توان از اصفهان تاریخی و قشنگ و مردمان یاریگر و برازنده‌اش نوشت؛ دیاری که نویسنده «شازده حمام» درباره‌اش می‌گوید: «هر بار من به اصفهان می‌روم، فکر می‌کنم دارم به بهشت می‌روم.»

یک کتاب مدیرنویسی

«دفتر مدرسه ما اصلا میز و صندلی نداشت. خودم روی روزنامه نشسته بودم. کمدی نداشتیم. پرونده‌ها رو گوشه دفتر چیده بودیم. این وضع ما بود.» مدیر مدرسه مو‌سفیدِ زمان جنگ توی دفتر روبه‌رویم نشسته بود.

جویندگان بوته سرسبز زندگی‌بخش

«کلیله‌ودمنه» از آن کتاب‌های مادر در زبان و ادبیات فارسی است؛ کتابی که از راه‌های دورودراز می‌آید. سفرهای پُرماجرایی داشته تا خودش را به ما برساند و ما آن را گرم در آغوش بگیریم و بخوانیمش و رازهای پیدا و پنهانش را به خاطر بسپاریم.

رونق یک‌هفته‌ای!

هرسال آبان که از راه می‌رسد، خبرنگاران حوزه فرهنگ و کتاب به تکاپو می‌افتند برای پوشش برنامه‌های مرتبط با این هفته همچون رونمایی‌ها، جشن‌های امضا، اردوهای مدارس به کتابخانه‌ها و پوشش برنامه‌های کتابخانه‌های عمومی و برنامه‌هایی ازاین‌دست.