برچسب کامران سحرخیز

سارا و آیدا 1395

سارا و آیدا دوستانی صمیمی‌هستند که در یک شرکت اقتصادی باهم همکار هستند. مادر سارا معلمی‌ بازنشسته است که به دلیل ضمانت چک برگشتی میثاق (فرزند دیگرش و برادر سارا) به زندان می‌افتد. در این بین سارا درصدد آزادی مادرش است. او به واسطه سعید (نامزد آیدا) که جوانی متمول است مادر را از زندان آزاد می‌کند اما درعوض با پیشنهاد سعید برای سرقت برخی از مدارک مناقصه از شرکتی که درآن کار می‌کند روبرو می‌شود…

سورنجان 1397

سورنجان روایت سه هم‌دانشگاهی است که بعد از سال‌ها، مجبور می‌شوند چند روزی را باهم بگذرانند. هاله (بهدخت ولیان)، زمانی به مسعود (امیربهادر اورعی) علاقه‌مند بوده است، بااین‌حال با کیهان (میلاد کیمرام) ازدواج‌کرده و ده سال از ازدواجشان می‌گذرد. مسعود با تازه‌عروسش صبا (مهدخت مولایی) تا آماده شدن خانه‌شان چند روزی مهمان هاله و کیهان هستند.

چشم و گوش بسته 1398

مردي توسط يک زن تبهکار کُشته ميشود و دو غريبه را به جرم قتل بازداشت ميکنند. يکي صحنه قتل را نديده چون نابيناست، آن يکي هم فقط صحنه را ديده چون ناشنواست! آنها يک صبح تا غروب فرصت دارند که از اين مهلکه جان سالم به در ببرند ...

رستاخیز 1392

داستان روز رستاخيز درباره واقعه عاشوراست که با همراهي بکير(فرزند حر ابن يزيد رياحي) به قيام امام حسين (ع) و متن حوادث واقعه عاشورا مي پردازد. اين فيلم مقطع زماني مرگ معاويه تا قيام امام حسين (ع) و شهادت آن حضرت را در بر مي گيرد.

بهت 1396

آتنا و همسرش، که هردو فرهنگی و از قشر مرفه جامعه هستند، بچه‌دار نمی‌شوند. پس آتنا، به سراغ کارمندش لیلا می‌رود. لیلا که به خاطر مشکلات مالی همسرش زندگی سختی را می‌گذارند، قبول می‌کند فرزند آتنا و همسرش را به مدت نه ماه در رحم خود نگه دارد.

همیشه پای یک زن در میان است 1386

امید و مریم مثل خیلی از زوجهای امروز، به قدری درگیر روزمره گی و فشارهای کاری و اجتماعی هستند که نکات و لحظات بسیار ارزشمند و غیرقابل بازگشت زندگی زناشویی خود را کاملا از یاد برده اند و مصرانه تصمیم گرفته اند از هم جدا شوند....

خروج 1398

اين فيلم داستان گروهي از کشاورزان روستايي را روايت مي‌کند که شرکت سهامي آب، هنگام تخليه سد آب شور به اشتباه آب را روانه زمين‌هاي کشاورزي آنها مي‌کند و باعث خرابي تمامي محصولات آنها مي‌گردد. آنها پس از آن که از طريق مسئولين سد، دهيار، بخشدار و امام جمعه موفق به حل مشکل‌شان نمي‌شوند، تصميم مي‌گيرند که نزد رئيس‌جمهور بروند و مشکل‌شان را با او در ميان بگذارند. اين گروه با تراکتور از روستاي خود به سمت تهران عازم مي‌شوند و طولي نمي‌کشد که خبر سفر آنها در تمام رسانه‌ها پخش مي‌شود و اين موضوع باعث ايجاد محبوبيت و مشکلاتي براي آنها مي‌گردد.

زهرمار 1397

زهر مار یک مداح و حاج آقای مذهبی را در کنار یک بدکاره مواد فروش می‌گذارد و داستان این دو نفر را به نوعی به هم گره می‌زند. تماشاگر هم قرار است با این موقعیت کمدی (به قول فیلمنامه نویس کار!) هم بخندد و هم درس اخلاق یاد بگیرد. مداح که حاج حشمت نام دارد، به تازگی همسر خود را از دست داده و در یک تکیه بزرگ کار می‌کند. او به اصرار اهالی محل و یکی دو تن از بانفوذهای دور و برش، برای کاندیداتوری شورای شهر کاندید می‌شود و همین موضوع باعث می‌شود که یک دوست قدیمی به اسم رهی او را پیدا کرده و با خاطرات بار دیگر زنده شوند.