حلقه 1386
جهان پس از سالها دوری از ایران برای فروش خانه پدری به وطن باز می گردد. او در جریان بمباران تهران، با اصرار پدر به خارج از کشور می رود.
جهان پس از سالها دوری از ایران برای فروش خانه پدری به وطن باز می گردد. او در جریان بمباران تهران، با اصرار پدر به خارج از کشور می رود.
سارا که از همسر سابقش جدا شده در پی هویت خود ناچار به سفری طولانی میشود یک فرش نفیس مربوط به دوره مشروطه تنها سندی است که او را به مقصود برساند و ...
دختری به نام نگار کشته شده و رد پای پسر جوانی به نام مانی در قتل وی دیده میشود . مانی با اتومبیل به سمت شمال کشور فرار میکند و برای این که گیر نیفتد از راه جنگل میان بر میرود. مردی با او همراه می شود که گویا از تمام قضایا با خبر است . مانی دچار توهم میشود و با وضع بلاتکلیفی در جنگل خود را رها میکند و . . .
در روایتی پلیسی، براساس شهادت دروغ رئیس باند قاچاقچیان عتیقه، مأمور وظیفه شناس پلیس، مورد اتهام همکاری با آنها قرار گرفته و حکم دستگیریاش صادر میشود. او بعد از دستگیری، حالش بد شده و به بیمارستان منتقل میشود. اما پس از سوء قصدی که در بیمارستان به جان سرگرد سماوات میشود، او موفق به فرار شده و برای اثبات بیگناهیاش تلاش میکند.
مرد جوانی به نام شروین در ماه عسلش همسر خود را گم می کند. جستجوهای شروین برای یافتن همسرش بی نتیجه است، تا این که پی به قتل وی می برد. شروین که معتاد به مصرف قرص های روان گردان است، از درک این ماجرا عاجز می شود تا این که به شواهد عجیبی دست پیدا می کند…
داستان این سریال از گم شدن یک دختر ۳ ساله در زمان جنگ ایران و عراق شروع میشود و پس از سی سال پیدا شدن این دختر خانواده عباس مودت (سعیدنیک پور) دچار دگرگونی میشود…
هادی رادمنش که کارخانه فرش دارد و دستی در امور خیر، درصدد است تا در انتخابات اصناف، نامزد شود. در این اثنا اما تلفنهای پی درپی و تهدید آمیز، او را به نامِ نادر کوهزاد خطاب قرار میدهد. این در حالی است که دختری به نام نورا به نقره فروشی پسر او (دانیال) سر میزند و به بهانه راه اندازی سایت در قلب او رخنه میکند....
فرهاد، رها و سارا دوستانی هستند که در حال تحصیل در دانشگاه میباشند. رها و فرهاد با هم ازدواج میکنند. پس از یکسال رها باردار میشود و۰۰۰