برچسب ژیلا شاهی

شکوه یک زندگی 1396

یحیی معلم جوان روستا، به عنوان نیروی داوطلب و مردمی، به جبهه‌های جنگ اعزام می‌شود؛ نارگل همسر جوانش که باردار است به همراه دو کودک خردسالش چشم انتظار بازگشت یحیی است که خبرهای مختلفی به نارگل می‌رسد، از شهادت تا مجروح شدن و در نهایت خبر مفقودالاثر شدن یحیی…… نارگل، اما روایت دیگری برای خود دارد. روایتی با طعم امید از شهادت، اسارت، مجروح شدن و سرانجام …

همه چیز آنجاست 1393

کارگاه تولیدی خانواده‌ای قدیمی به علت ورود کالاهای خارجی به تعطیلی کشانده می‌شود. مهدی پسر بزرگ خانواده درگیر و دار مشکلات به وجود آمده، به بسیاری از رازهای خانواده ... بخشی از داستان «همه چیز آنجاست» با قصه خانواده محسن پیش می‌رود و در ادامه داستانک‌ها و قصه‌های فرعی متعددی در دل قصه اصلی به وجود می‌آیند.

شیطان وجود ندارد 1398

ایپزود اول:
مردی که مسئول اعدام زندانیان میباشد به همراه همسر و دخترش زندگی آرامی دارد. مرد از مادرش مراقبت میکند و شغلش در زندگی اش تاثیر ندارد.
ایپزود دوم:
پویا سرباز اجرای احکام بوده که در شیفت اش باید حکم اعدام را اجرا کند. او از اینکار سرباز میزند و از زندان فرار میکند.
ایپزود سوم:
سربازی پس از مرخصی به روستای خودش برگشته تا با دختری که میخواهد ازدواج کند سر بزند. در روستا متوجه میشود او حکم اعدام کیوان را که در روستا بسیار محبوب بوده اجرا کرده است.

روزهای نارنجی 1396

آبان زني ميانسال، در محيطي مردانه ميکوشد در مدت ده روز با استخدام کارگران فصلي، بار پرتقال يک زمين چندهزار هکتاري را تحويل دهد، او در رقابت با ديگر همکاران مرد با مشکلات و مصائب عديده‌اي روبرو ميشود.

خاکستر و برف 1391

داستان فیلم خاکستر و برف دربارهٔ مردی به نام «احسان» است که پس از ۲۵ سال به ایران برمی گردد. او تصمیم دارد با صمیمی‌ترین دوست خود که زندگی اش را مدیون اوست برای آخرین بار تجدید دیدار کند. این دیدار، اتفاقات ناخواسته ای را برای او رقم می‌زند. اتفاقی که مسیر زندگی اش را تغییر می‌دهد.

فصل فراموشی فریبا 1392

فیلم، روایتگر داستان زنی به نام فریباست که گذشته‌ی نامتعارف و ناپاکی داشته است و به همین دلیل همسرش مرتضی به او بدبین است. مرتضی دچار سانحه شده و در بیمارستان بستری می‌شود و فریبا برای امرار معاش و تأمین هزینه‌های بیمارستان، مجبور است با وانت کار کند.

قصر شیرین 1397

جلال، پس از چندسال از ترک خانواده اش، در زمان مرگ همسرش نزد بچه هايش بازمي گردد. او در جاده با دو کودک خردسالش تنها ميماند و رابطه جديدي ميان آنان شکل ميگيرد.

روئیدن در باد 1390

نوجواني چهارده ساله به نام اصلان ناگزير است كه امتحان هاي پايان سال تحصيلي اش را در مسير كوچ ايل با تمام دشواري هايش به انجام برساند و در عين حال مجبور است بين دو گزينه درس خواندن و چوپاني گوسفندان، يكي را انتخاب كند. او در اين مسير با مسائلي مواجه مي شود...