داریوش 1403
سریال داریوش، قصه مردی است که پس از یازده سال، به شهری که از آن گریخته بود، باز میگردد.
سریال داریوش، قصه مردی است که پس از یازده سال، به شهری که از آن گریخته بود، باز میگردد.
ترس از زلزله ابراهیم و فاطمه را به خیابان کشانده است. آندو چند شب است که در وانت ابراهیم زندگی می کنند تا اینکه اتفاقی در نیمه های شب مسیر همه چیز را تغییر می دهد.
داستان سریال پوست شیر درباره مردی به نام نعیم است؛ مردی که 15 سال را در حبس گذرانده و بعد از آزادی به دنبال آن است تا بتواند در کنار دخترش ساحل زندگی کند. همسر نعیم طلاق گرفته و سالها است که با مردی دیگر زندگی مشترک دارد و ساحل نیز همان مرد را پدر خطاب می کند. اما بعد از آزادی نعیم رابطه اش با او شکل می گیرد؛ رابطه ای متزلزل که دیگران نمی خواهند چندان استوار باقی بماند….
پدر خانواده کارگر فنی شرکت راه آهن در تبریز است. همسر این مرد بیماری صعب العلاجی دارد. از این رو پدر تصمیم می گیرد تا برای مداوای همسرش بار سفر بندد و به تهران مهاجرت کند. در این خانواده پسری باهوش و درس خوان هم هست که بعد از مهاجرت به تهران در مدرسه نمونه هدایت نام نویسی کرده و مشغول تحصیل می شود. اما مهاجرت به تهران و وجود نام خانوادگی عجیب این خانواده دردسرهایی عجیب و غم بار را برای همه به ویژه فرزند خانواده به وجود می آورد.
غیرت در ﯾﮑﯽ از روستاهای مرزی آذربایجان به ﮐﺎر زﻏﺎلسازی مشغول اﺳت. پسر او ﯾﺎﺷﺎر که به دلیل دزدیدن طلا در زندان به سر میبرد، برای عروسی خواهرش به ﻣرﺧﺻﯽ میآید، اﻣﺎ گم ﺷدن ناگهانی ﯾﺎﺷﺎر، غیرت را را ﺑﺎ چالش بزرگی روبهرو میکند.
مهدی باکری، فرمانده لشگر ۳۱ عاشورا از برادر کوچکترش حمید میخواهد علیرغم مشکلاتی که برایش پیش آمده به منطقه برگردد و در کنار او باشد. حمید میپذیرد و همراه میشود. حالا بعد از عملیات خیبر، مهدی باید تنها به خانه برگردد...
این مجموعه به بررسی تاریخ سیاسی-اجتماعی ایران از سال۱۳٢١ تا پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ ایران در بستر زندگی یک پسربچه میپردازد که در قالب سه فصل برای پخش آماده شدهاست. در فصل اول سریال، کودکی رهی که شخصیت اصلی سرزمین کهن است به تصویر کشیده میشود، که نقش او را علی شادمان بازی میکند. رهی بعد از بمباران دهکده محل سکونتشان توسط نیروهای متفقین، از زیر آوار بیرون کشیده میشود. رهی پس از چند روز مراقبت توسط مادرش راهی تهران میشود. سالها بعد او در یک خانواده تودهای بزرگ میشود، اما بر اثر به وقوع پیوستن ماجراهایی او به یک خانواده درباری سپرده میشود. در این خانواده است که او رفته رفته به هویت خود پی میبرد. همین باعث میشود به یک خانواده دیگر که مذهبی هستند، سپرده شود، اما این پایان ماجراهای او و اطرافیانش نیست.