برچسب ژاله علو

پرواز را به خاطر بسپار 1371

خاطره، دختر پانزده ساله ناهيد و بهرام شرافت، در سالگرد تولدش ناپديد مي شود و جشن تولد او به مجلس ماتم تبديل مي شود. تلاش هاي همه براي يافتن خاطره بي نتيجه مي ماند. مادر بر اثر اين حادثه بيمار مي شود و پدر هم دست به دامان اداره آگاهي و سرگرد نراقي و بازپرس اين اداره مي شود. سرهنگ نصيري، دوست خانوادگي خانواده شرافت هم براي پيدا كردن خاطره تلاش مي كند. بازپرسي وسعت مي گيرد و پيش از همه آشنايان مورد اتهام قرار مي گيرند. از جمله مظنونها،‌ محمدرضا پسر جوان سرهنگ نصيري است كه معلوم مي شود به خاطره علاقه مند بوده و در كودكي هم يك بار جان او را نجات داده است. در يكي از جلسات خانوادگي كه با حضور اعضاي مسن خانواده ها در خانه بهرام تشكيل مي شود،‌ صحبت پيشگويي و فالگيري پيش مي آيد. ناهيد از اين پس به سراغ فالگيرها مي رود. از جمله يك فالگير چيني و نيز پيرزني كه سال هاست همسرش را گم كرده است. در اين بين محمدرضا از خانه مي رود و انگيزه اش را در يادداشتي‌، پيدا كردن خاطره ذكر مي كند. در خانه، به بهرام طي تماسي تلفني به طرز مبهمي خبر زنده بودن خاطره داده مي شود. در مركز تلفن، صداي فرزندان گمشده اي كه به والدينشان خبر سلامتي خود را مي دهند، شنيده مي شود.

کوچه پاییز 1376

فيلم زمينه داستاني مستند دارد و به قصد پرداختن به چگونگي شكل گيري « گالري هنر جديد» و مؤسس آن «شراره طباطبائي» به بحث درباره ي هنر و هنرمند مي پردازد. فيلم در پايان با جشن چهلمين سالروز تأسيس « گالري هنر جديد» با حضور بيش از بيست هنرمند سرشناس معاصر پايان مي گيرد.

روز واقعه 1373

«عبدالله» جواني نصراني كه تازه اسلام آورده است، در جريان عروسي خود با «راحله» دختر «زيد» ندائي مي شنود كه او را به ياري فرا مي خواند. «عبدالله» به دنبال اين ندا بيابان به بيابان و واحه به واحه تا كربلا مي تازد و سرانجام به كربلا مي رسد كه عصر روز عاشورا است زماني كه «حقيقت» را در زنجير....پاره پاره بر خاك... «حقيقت» را بر سر نيزه مي بيند.

مهمان مامان 1382

در آستانه ي ورود مهمانان، مادر دستپاچه و نگران است. با وجود تلاش او براي آماده كردن شرايط، وضعيت آشفته اي حاكم است. هنوز پدر نيامده و هر لحظه ممكن است خواهرزاده ي مادر و نوعروسش سر برسند. دقايقي پس از ورود پدر (يدالله)، مهمانان سر مي رسند و اين تازه آغاز ماجراست. يدالله خاطرات خصوصي زندگي اش را بدون ملاحظه براي عروس و داماد بازگو مي كند و اصرار او بر ماندن مهمانان، مادر را كلافه كرده، چون در خانه وسايل پذيرايي وجود ندارد. امير ـ پسر كوچك خانواده ـ كه براي جا به جا كردن ماشين پسرخاله بيرون رفته، دير مي كند و خبر مي رسد كه مسافر سوار كرده است! صديقه، زن حامله اي است در همسايگي آن ها، پس از دور ريختن مواد مخدر شوهر معتادش يوسف كتك سختي از او مي خورد و پسرخاله كه مادر مدام او را «جناب سرهنگ» خطاب مي كند، با يوسف درگير مي شود.پس از آن، يدالله براي سرگرم كردن مهمانان از خاطرات گذشته اش مي گويد و با آن ها مشغول تماشاي فيلم مي شود. با ماندني شدن مهمانان، اضطراب مادر براي تهيه ي شام بيش تر و بيش تر مي شود. بنابراين همه ي ساكنان خانه به تكاپو مي افتند. اهميت مرغ در سفره براي مادر حياتي است، ولي مش مريم (يكي از همسايه ها) دلش نمي آيد يكي از جوجه هايش را براي تأمين شام به كشتن بدهد. پس امير به همراه دوستش، از مغازه ي پدر او مخفيانه مرغ و ماهي برمي دارد، ولي سر بزنگاه پدر مي رسد و پسرش را تنبيه مي كند و امير ناكام به خانه برمي گردد. يوسف كه پدر و مادر ثروتمندي دارد، به همراه امير به خانه ي پدري اش مي رود و در ميان پرسش هاي دائمي پدر و نفرين هاي پي در پي مادر كه معتقد است صديقه پسرش را معتاد كرده، از يخچال آن ها انواع مواد خوراكي مورد نياز را بر مي دارد و بازمي گردند. پس از اين كه همسايگان ديگر هم تا سر حد امكان مواد مورد نياز شام ايده آل مادر را تهيه مي كنند، پدر دوست امير نيز پشيمان مي شود و مرغ و ماهي ها را به در خانه ي آن ها مي آورد. عاقبت شام آماده مي شود و همه ي ساكنان خانه بر سر سفره مي نشينند. پس از صرف شام، مهمانان كه آماده ي رفتن هستند با اصرار ابلهانه ي يدالله براي ماندن پا سست مي كنند و مادر كه ديگر در آستانه ي جنون قرار گرفته از حال مي رود. او را به بيمارستان مي برند و استراحت مطلق برايش تجويز مي شود. پس از بازگشت، عروس و داماد را براي خواب در اباقي جداگانه جاي مي دهند. همسايه ها هم به خانه هايشان مي روند و چراغ ها يك به يك خاموش مي شودند.

طالع سعد 1374

در يك سرزمين افسانه اي پسري در غلاف دنيا مي آيد و مردم بر اين عقيده هستند كه او مي تواند شر حاكم ظالم را از سر مردم كوتاه كند، اما حاكم از به دنيا آمدن كودك مطلع مي شود و دستور قتلش را مي دهد وليكن كودك نجات مي يابد و در دامان زن و مرد ميانسالي كه فرزندي نداشتند، جوان برومندي مي شود سعد كه از قضا روزي حاكم را در شكارگاهش از مرگ نجات مي دهد و حاكم با نشانه هايي كه مي گيرد در مي يابد جوان همان كودكي است كه قرار بود به قتل برسد، پس نامه اي محرمانه مبني بر به قتل رساندن جوان خطاب به همسرش مي نويسد و از جوان مي خواهد كه آن را به قصر برساند، اما در راه كوتوله هاي جنگل كه دوستان سعد بودند حكم حاكم را مي خوانند و متن را عوض مي كنند و در دستور جديد تأكيد بر ازدواج سعد با دختر حاكم مي كنند. حاكم در برگشت به قصر، از موضوع مطلع مي شود و دخترش را زنداني مي كند و آزادي او را منوط به رفتن سعد به سرزمين ديو و آوردن چند تار موي ديو مي داند. اما سعد با شجاعت تمام و گذشتن از خوان هاي بسيار موفق مي شود و چون با سكه هاي طلا باز مي گردد، پادشاه هم طمع مي كند و راهي سرزمين ديو مي شود.

زن امروز 1375

ليلا به همراه سه دخترش در سفر است. مادرش طي يك تماس تلفني به او اطلاع مي دهد كه همسر ليلا مهرداد مقامي دستگير شده و تمام اموالشان نيز ضبط گرديده است. ليلا به تهران برمي گردد و ضمن ملاقات با آقاي مقدم بازپرس پرونده ي مهرداد درمي يابد كه او به اتهام اختلاس و كلاهبرداري به همراه ساير همكارانش دستگير شده، اما حاضر به همكاري و اعتراف نيست. ليلا در خانه ي پدرش ساكن مي شود و روزهاي سختي را مي گذراند و با اينكه از طرف طلبكاران مهرداد مورد آزار و اذيت قرار مي گيرد، اما مهرداد حاضر به اعتراف نيست و از ليلا مي خواهد كه مدارك دال بر اموال او را مخفي كند، وليكن ليلا بعد از مدتي طاقت نمي آورد و مدارك را به بازپرس تحويل مي دهد و بدين ترتيب محكوميت همسرش مشخص مي گردد.

زاگرس 1384

مهندس كيهاني براي تكميل و راه اندازي نيروگاه سه كارون3 به كارگاه مي آيد. در برخورد با خانم مهندس زندي كه بيست سال قبل نامزد بودند و اكنون بعد از 20 سال مجدداً در محيط كار همديگر را مي بينند. مهندس زندي كه شوهرش جدا شده و مهندس كيهاني زن و تنها پسرش را در يك تصادف از دست داد، اما براي اتمام پروژه نياز به مهندس صولت، همسر سابق خانم مهندس زندي است كه از او دعوت به كار مي شود.

پیکر ژاله علو از مقابل تالار وحدت تشییع شد/ استودیو هشت رادیو میزبان تندیسی از ژاله علو 

آیین تشییع پیکر زنده یاد «ژاله علو» بازیگر سینما و تلویزیون و گوینده رادیو امروز چهارشنبه ۵ دی ماه با حضور جمعی از هنرمندان و مردم از مقابل تالار وحدت به سمت قطعه هنرمندان برگزار شد.