ماجرای ورزشگاه تختی و مافیای چمن؛ سیستم یکپارچه علیه ثبات و کیفیت
ورزشگاه تختی تنها نمونه کوچکی از ناکارآمدی سیستمی به حساب میآید که در موضوع چمن ورزشگاههای فوتبال تبدیل به مافیایی گردن کلفت و پرنفوذ شده است.
ورزشگاه تختی تنها نمونه کوچکی از ناکارآمدی سیستمی به حساب میآید که در موضوع چمن ورزشگاههای فوتبال تبدیل به مافیایی گردن کلفت و پرنفوذ شده است.
در حالی که به نظر میرسید هفته دوازدهم لیگ برتر بهواسطه انجام دربی پایتخت و چند دیدار مهم دیگر، جزو پُرهیجانترین هفتههای فصل باشد، اما با اتفاقاتی که رقم خورد از جمله حاشیهای که سروش رفیعی به راه انداخت، مشخص شد این انتظار چیزی جز سراب نبوده است.
وضعیت به مراتب بدتر از «خانه به دوشی» تیمهاست که در یکی دو سال گذشته عنوان میشد. شاید بتوان گفته که حالا کلیت فوتبال ایران، نوعی از «بیخانمانی» را تجربه میکند. از سویی شواهد و قرائن از پشیمانی مسئولان و نادرست بودن پروژه بازسازی ورزشگاه آزادی، حکایت دارد.
فوتبال ایران ماههاست در اتاق انتظار قرار دارد و منتظر است تا یکی از اتاق عمل بیرون بیاید و خبر خوب و امیدوار کنندهای بدهد. اما به نظر میرسد انتظار برای شنیدن خبر خوب بیفایده است چون حال بیمار روز به روز بدتر می شود. حالا یافتن چمن مناسب برای برگزاری بازیهای لیگ برتر، شبیه پیدا کردن یک سوزن در انبار کاه است!