برچسب پیام حسین سوری

ساعت یک نیمه شب 1390

فیلم تلویزیونی «ساعت یک نیمه شب» درباره شخصیتی به نام حمید (با بازی حمیدرضا پگاه) است که ورزشکار و قهرمان رشته وزنه برداری کشور است و توسط یکی از دوستانش به نام افشین با مواد نیروزایی آشنا می شود که در آزمایش دوپینگ مشخص نمی شود. حمید دارو را به یکی از دوستان هم باشگاهی خود به نام مهرداد معرفی می کند و او بعد از مصرف آن مواد دچار مشکل می شود. افشین به حمید می گوید که بهتر است مدتی تهران نماند چون وضعیت مهرداد خطرناک است و ممکن است به کما برود و حمید، مقصر شناخته شود. حمید به سراغ یکی از دوستان قدیمی خود در کرمانشاه می رود ولی با ورود خود به آنجا اتفاقات تازه ای برای او رقم می خورد ...

تا رهایی 1388

یک چمدان حاوی قرص‌های روانگردان در فرودگاه با یک چمدان دیگر سهواً عوض می‌شود. واردکنندگان این قرص‌ها یکی از افراد خود را نزد صاحب چمدان می‌فرستند تا چمدان حاوی مواد را از او پس بگیرد و….

روزی که مینا گم شد (تصویر گمشده) 1390

هاتف پس از ۳۰ سال به ایران باز می گردد و با خواندن نامه پدر مرحومش از واقعیت تلخی مطلع می شود. همزمان با اوج گرفتن درگیری های خیابانی مردم انقلابی با مزدوران شاهنشاهی ، هاتف بر سر قراری حاضر می شود که مینا هرگز به آن نمی رسد . آنها، هر دو دانشجویان عضو نهضت اسلامی بوده و بر خلاف نظر والدینشان مصمم به ازدواج هستند. از این رو پدر هاتف که از قرار آنها مطلع شده از دوستان نظامی اش می خواهد تا مینا را پیش از رودر رو شدن با پسرش دستگیر کند و فردای همان روز هاتف را به بهانه تحصیل، فورا از کشور خارج می کند.

کارتن خواب 1399

ناصر پلیس امنیت اقتصادی است که خودش را کارتن خواب جازده تا در میان کارتن خواب ها باشد او پرونده ای در دست دارد که نشان می دهد عده ای از کارتن خواب ها برای پیش بردن مقاصدشان سواستفاده کرده اند و ناصر می خواهد به آن پی ببرد. او متوجه می شود که شخصی به نام پیام صدرلو و محسن ابک برای پولشویی از مدارک این کارتن خواب ها استفاده کرده اند و وام گرفته اند و در عوض ماهانه مبلغی پول به حساب آنها می ریزند

همه خانواده من 1391

داستان سریال تلویزیونی "همه خانواده من" درباره دو خانواده کاشانی است که یکی از این دو خانواده در کار گلاب و دیگری در کار فرش است اما پیدا شدن تعهد نامه ای که ۴۰ سال پیش توسط بزرگ این دوخانواده تنظیم شده است ماجراهایی را برای اعضای این خانواده ها به وجود می آورد .

مدار صفر درجه 1386

فیلم ماجرای سفر دانشجویی ایرانی به نام حبیب پارسا (شهاب حسینی) به فرانسه- به خاطر تحصیل در رشتهٔ فلسفه در دانشگاه پاریس - را نشان می‌دهد. ماجرا بر بستر جنگ جهانی دوم و شکل گرفتن صهیونیزم و تسلط تدریجی بر فلسطین می‌گذرد که طبیعتاً فضای داستان متأثر از این واقعه مهم تاریخی است. در زمان اعزام دانشجویان ایرانی به فرانسه و همچنین تحصیل آن‌ها در دانشگاه پاریس، جنگ جهانی دوم نیز در حال آغاز است. حبیب پارسا در دانشگاه با دختری یهودی به نام سارا استروک (ناتالی متی) آشنا می‌شود که اوایل، در کلاس با یکدیگر به مخالفت می‌پردازند که تدریجاً این مخالفت و سرکشی به عشق و تمایل بین این دو نفر مبدل می‌شود. ترور یهودیان به دست صهیونیست‌ها در ایران و اروپا و دنبال کردن سرنوشت دانشجویی ایرانی در فرانسه و رابطه عاطفی او با دانشجویی یهودی با سلسله حوادثی به یکدیگر مرتبط می‌شوند. به دنبال فتح پاریس توسط آلمان نازی، جان سارا آستروک و خانواده‌اش نیز به خطر می‌افتد زیرا دولت آلمان با یهودیان مخالف است؛ و پس از این وقایع مشکلات فراوانی برای حبیب که پس از مدتی به ایران بازمی‌گردد روی می‌دهد درحالی که از پی خواسته او سارا آستروک و مادرش نیز به تهران آمده بودند؛ (زیرا جانشان در پاریس به خطر افتاده بود) و حبیب مجدداً دو بار دستگیر می‌شود (به اتهام ربودن گذرنامه). پس از آزادی وی از زندان شهربانی و رخ دادن اتفاقاتی از جمله کشته شدن چند نفر مثل سرگرد فتّاحی، زینت الملوک (که به دلیل خودکشی میمیرد) خواهر حبیب(سعیده پارسا) و نامزدش، در آخر ماجرا سارا عمویش را که در تخت جمشید قصد قتل حبیب را داشت به قتل می‌رساند و حبیب پارسا دوباره به زندان می‌افتد؛ ولی در آخر پس از رهایی از زندان به معشوق خود می‌رسد که آخرین سکانس سریال است.