برچسب پیام حسین سوری

تب و تاب 1401

در سریال «تب و تاب» شخصیت «مه‌لقا» از سفر بازگشته «معین» پسر بزرگش در مراسم استقبال حضور ندارد. همین موضوع بین اطرافیان باعث ایجاد سوال می‌شود. بلافاصله «ژاله» خواهر معین ، به خانه معین می‌رود و...

دورهمی 1394

داستان بخش اول سری اول این بخش مربوط به یک خانواده پولدار است که در خانه‌ای بزرگ زندگی می‌کنند کاپیتان (محمد نادری) صاحبخانه و هما (الیکا عبدالرزاقی) همسر کاپیتان هستند. که در ادامه پیمان(سیامک انصاری) و مهرناز (شقایق دهقان) هم به آن‌ها ملحق می‌شوند در این میان خدمتکار فضول و پررویی به اسم نادر (امیرمهدی ژوله) هم استخدام می‌شود و پیمان باید طوری رفتار کند که به او انگ داماد سرخانه نخورد.

شهربانو 1389

دختری به نام شهربانو شهابی که یکی ﺍز دﺍنشجویان خوب رشته روﺍنشناسی دﺍنشکده ﺍست به خوﺍستگاری پسر خاله ﺍش که بسیار ثروتمند ﺍست جوﺍب رد می‌دهد و با مهندسی به نام حمید ﺍزدوﺍج می‌کند. حمید در دورﺍن جنگ برﺍی ساخت یک پل به منطقه جنگی ﺍعزﺍم می‌شود و آنجا مجروح می‌شود و شیمیایی می‌شود. در آن دورﺍن حمید ﺍز شهربانو خوﺍست تا ﺍو رﺍ برﺍی همیشه ترک کند و ...

بغض شیشه ای 1392

این فیلم داستان دختری است که به خواستگارش آرمان جواب منفی می دهد و به خارج از کشور می رود. بعد از مدتی با بازگشت به ایران، به دنبال آرمان می‌گردد و ...

پالتوشتری 1397

این فیلم در مورد یک دانشجوی فلسفه است که یک پالتو از پدرش به ارث برده، که با پوشیدنش افکار وسوسه آمیز و موذیانه به سراغش می‌آید.

ناز و نیاز 1390

سیامک پسری جوان، عاشق دختر پولداری به نام شهرزاد می‌شود. پدر شهرزاد که مخالف ازدواج آن دو است با طرح نقشه‌ای به سیامک تهمت دزدی زده و او به زندان می‌افتد. با زندان رفتن سیامک مادر او نیز ناراحت به روستایی که در گذشته در آن زندگی می‌کردند رفته و در همان‌جا فوت می‌کند. سیامک بعد از آزادی از زندان به روستا می‌رود و ساکن می‌شود تا اینکه…

آقا و خانم سنگی 1394

سعید سنگی باغچه ای را که پدرش به نیت هزینه ازدواج سه خواهرش کنار گذاشته را فروخته و مزرعهٔ شترمرغ راه انداخته‌است. غافل از اینکه نوه عموی جوانشان احسان سنگی، عاشق سحر خواهر کوچکتر سعید شده‌است. نیت احسان برای ازدواج با سحر همزمان می‌شود با از دست رفتن مزرعه در اثر یک کلاهبرداری بزرگ. سعید شرط‌هایی برای ازدواج احسان و سحر می‌گذارد که تن هر بیدی را می‌لرزاند. اما احسان سنگی گویی چنار است و با هیچ شرطی نمی‌لرزد. حالا سعید باید قبل از تحقق شرایط باید مزرعه را احیا کند، وگرنه اتفاقی می‌افتد که نباید بیافتد…