برچسب پگاه آهنگرانی

بی خداحافظی 1390

فیلم «بی‌خداحافظی» گزارشی است از زندگی و اوضاع و احوال یک هنرمند، از روزی‌که شروع به تلاش و فعالیت می‌کند و از یکی از جنوبی‌ترین شهرهای ایران، بندر‌عباس به تهران می‌آید. این شخصیت می‌خواهد خواننده شود و مسیر سختی را پشت‌سر می‌گذارد تا به اوج برسد و در اوج به دلایلی تصمیم به یک انزوای خودخواسته می‌گیرد. او دچار یک سرخوردگی می‌شود که این سرخوردگی درنهایت او را به کما می‌برد. در این میان یک خبرنگار کنجکاوی می‌کند و به دنبال داستان زندگی این فرد می‌رود. او با افراد مختلفی که در طول این مدت با او در تماس بوده‌اند آشنا می‌شود و بیننده بر‌اساس اطلاعاتی که این افراد می‌دهند قطعات پازل زندگی او را کنار هم می‌چیند.

آقا یوسف 1389

يوسف مسكوب صبح كه مي شود، مي رود نان سنگك مي گيرد و يكي هم براي پيرزن همسايه كه هيچ وقت او را نمي بينيم مي گيرد. آقا يوسف با دخترش رعنا صبحانه مي خورد. كيفي زير بغل مي زند و از منزل به سر كارش مي رود. در ميانه راهش وارد قهوه خانه اي مي شود كه آنجا همه او را مي شناسند. با دوستش مرتضي جباري يك بار ديگر صبحانه مي خورد.

كيف قبلي اش را با كيف ديگري عوض كرده و به سر كاري مي رود كه عارش مي آيد دخترش رعنا بداند. آقا يوسف خانه هاي مردم را تميز مي كند. مرتضي گاهي او را مي رساند و در راه با هم درددل مي كنند. مرتضي سال ها پيش از همسرش عصمت جدا شده و حق ندارد دخترش مريم را ببيند. وساطت آقا يوسف هم فايده اي ندارد. او عصرها قبل از رفتن به خانه، سري به عروس و نوه اش مي زند.

پسرش حميد مدتي‌ست به كانادا رفته و آقا يوسف جور خانواده او را مي كشد. يوسف بسيار دل بسته رعنا و نگران اوست. در خانه اي كار مي كند كه صاحبش دكتري است كه او را هرگز نمي بينيم اما دائماً زن ها به او تلفن مي زنند. ترگل كه در خانه دكتر كار مي كند از رفت و آمد زن ها به خانه اش براي آقا يوسف حرف مي زند. در حين تميز كردن خانه، ناگهان...

صداها 1387

ساکنان دو واحد آپارتمانی با شنیدن صدا های مشکوکی که از واحد اول نا خواسته درگیر ماجرا هایی خونبار وتلخ می شوند.آنها به دلایل متعدد ، هیچ علاقه ای به درگیر شدن با این ماجرا ها ندارند.اما تنها صدا هایی که می شنوند، ناخواسته روی زندگی آنان تاثیر می گذارد.

خانه دختر 1393

این فیلم داستان دختری به نام سمیرا است که قصد دارد با منصور ازدواج کند، در روز پیش از عروسی مادر منصور سمیرا را برای معاینه نزد دکتر زنان می‌برد اما سمیرا که از این موضوع شوکه شده‌است از این کار ممانعت کرده و در خیابان اقدام خودکشی می‌کند، پس از اطلاع مرگ وی به دو همکلاسی‌اش آن‌ها به دنبال دلیل مرگ دوست خود می‌روند اما دلیل خودکشی از طرف پدر سمیرا مخفی می‌شود.

تیک آف 1394

داستان فیلم با دستگیری فائز و حمزه شروع می‌شود. در ادامه بازجو از آنها می‌خواهد همه‌چیز را تعریف کنند. فائز شروع به گفتن گذشته می‌کند و فیلم فلش بک می‌زند.

زندگی پر از مصیبت خانوادهٔ فائز به نمایش درمی‌آید. دوست صمیمی فائز، شیرزاد، به‌خاطر خیانت نامزدش سیمین با عکاس عروسی‌شان، افسرده شده و پنج سال است در کشتی کار می‌کند. او مجدداً به بوشهر برگشته است…

مادر قلب اتمی 1393

فیلم «مادر قلب اتمی» با میهمانی کامی آغاز می‌شود که قصد دارد ایران را برای همیشه به مقصد تونس ترک کند. داستان فیلم در شب توزیع یارانه‌ها و با اتفاقاتی که به واسطه عدم امکان برداشت از کارت روی می‌دهد ، روایت می شود.

زندان زنان 1379

در زندان زنان، رئيس جديد، قوانين تازه اي براي افراد خاطي در نظر مي گيرد اما ميترا يكي از زندانيان كه به خاطر قتل ناپدري خود زنداني است تن به اين قوانين نمي دهد و با كوتاه شدن موي سر و حبس در سلول انفرادي تنبيه مي شود. زنداني ديگري به نام گل اندام دختر كوچكش سپيده را در شب بمباران هوايي به دنيا مي آورد. هفت سال بعد دختري به نام سحر درون بندهاي داخل زندان به انحراف كشيده مي شود و در نهايت خودكشي مي كند. ده سال بعد كه ميترا زنداني پيري شده، قوانين زندان تغيير مي يابد و همزمان گروهي از دختران جوان خياباني به رهبري سپيده (دختر گل اندام كه در زندان به دنيا آمده) به بند ميترا مي آيند، اما ميترا نسبت به سپيده احساس مادرانه پيدا كرده و از او مراقبت مي كند. حكم آزادي ميترا صادر شده اما او از بيرون رفتن امتناع مي ورزد. تا اين كه سپيده آزاد مي شود و از او مي خواهد كه او را همراهي كند.