برچسب پگاه آهنگرانی

دربند 1391

دانشجوي شهرستاني به نام مريم در يکي از دانشگاه‌هاي تهران ثبت نام مي کند، اما به دليل کمبود جا در خوابگاه با دختر ديگري که دانشجو نيست هم‌خانه مي‌شود و اين آغاز ماجراهايي در فيلم است...

گربه آوازخوان 1369

حسني همراه خواهرش گلدونه در پرورشگاه سكنا دارد. روزي زن و شوهري براي انتخاب كودكي به پرورشگاه مي آيند و گلدونه مورد توجه آنها قرار مي گيرد، اما هنگامي كه آنها با توافق مديره پرورشگاه قصد دارند او را با خود ببرند، حسني با تكرار اين واقعيت كه آنها داراي پدري هستند كه روزي آنها را از سر فقر و ناچاري جلوي پرورشگاه گذاشته و بالاخره سراغ آنها خواهد آمد، از بردن او جلوگيري مي كند. وقتي با مخالفت ديگران روبرو مي شود در يك شب باراني همراه خواهرش از پرورشگاه مي گريزد. آنها سرگردان و خسته از پيدا كردن پدر، از فرط گرسنگي در رستوران تعطيل شده اي را به صدا درمي آورند. كارگر رستوران ظرفي از غذاي گرم براي آنها مي آورد. با بلندشدن بخار و پراكنده شدن بوي غذا در فضا، گربه هاي گرسنه تر سر مي رسند و غذا را به يغما مي برند. در كشاكش جنگ و گريز بين آنها و گربه ها، گنده‌لات گربه ها به حمايت از حسني و خواهرش قد علم مي كند و از آن پس دوستي آنها به تدريج شكل مي گيرد و مستحكم مي شود. به دليل گرسنگي مفرط و درماندگي، گلدونه به پرورشگاه باز مي گردد و مي پذيرد به خانه زن و شوهر برود. با مشخصه اي كه حسني از ديوار خانه‌شان مي دهد گربه لاته با همراهي ديگر گربه ها براي پيدا كردن خانه مورد نظر و نهايتاً پيدا كردن پدر حسني،‌ شهر را زير پا مي گذارند و سرانجام،‌ او را كه اينك مردي متمول است پيدا مي كنند. اما مردي كه به ظاهر مستخدم خانه است، دو كودك ديگر را به نام آنها به پدر حسني جا زده است. با مداخله يكي از مسئولان پرورشگاه و شوهر عمه پاسبانش حقه مستخدم برملا مي شود و حسني و گلدونه به اتفاق همه گربه ها به خانه مجلل پدر نقل مكان مي كنند.

خواب زمستانی 1386

سه خواهر از سه نسل مختلف، در شرایط سخت مالی با هم زندگی می کنند و در تلاشند تا راه آینده ی خود را انتخاب نمایند... «فریده» که بعد از مرگ پدر، عهده دار سرپرستی خواهران کوچکتر خود «فرزانه» و «فرشته» است بر اثر حادثه ای، عاقبتش به صندلی چرخدار کشیده می شود و ناچار کارش - تدریس - را رها کرده و خانه نشین می شود... «فرزانه» که در کارخانه ای مشغول شده، مورد علاقه و خواستگاری «مصفا» مدیر کارخانه قرار می گیرد، اما او خواستگار دیگری نیز در کارخانه دارد، «بهرام » طراح کاشی ها... «فرشته» که به رشته ی تحصیلی اش در دانشگاه (حسابداری) بی علاقه است، در جستجوی شغلی برای خود است. «حامد» شاگرد نجار محله، علاقمند اوست و سعی دارد فرشته را در کارهایش یاری دهد... دائی «مصفا» که در پی کار خواهرزاده اش است بعد از آشنایی با «فریده»، علاقمندش شده و او را به ادامه ی فعالیت گذشته اش - تدریس - ترغیب می کند... «فرشته» در جستوجوی شغل، به آموزشگاه بازیگری می رود و چون در این رشته مستعد است، به زودی به برابر دوربین می رسد و از این پی سعی می کند که از «حامد» دور شود... مصفا وقتی پاسخی از «فرزانه» نمی شنود، از تصمیم اش منصرف می شود، امّا «بهرام» مجدانه خواستگار و خواهان «فرزانه» است... «فریده» مجدداً کار گذشته اش، تدریس را از سر می گیرد...

دختری با کفشهای کتانی 1377

آيدين و تداعي كه در پارك با هم آشنا شده بودند در حين گردش در پارك توسط مأمورين نيروي انتظامي متوقف شده و به كلانتري برده مي شوند. با تشكيل پرونده و تا برگشت آن از دادسرا آيدين در كلانتري مانده و تدائي نيز براي تحقيقات به پزشكي قانوني منتقل مي شود او پس از بازگشت از پزشكي قانوني و نداشتن مورد و مسئله خاص توسط پدر و مادرش بازخواست شده و رفت و آمدهاي وي كنترل مي شود. تدائي از رفتن به مدرسه خودداري كرده و تصميم به فرار مي گيرد. تدائي كه در ابتدا قصد بازگشت به خانه را نداشت با گردش در سطح شهر و مخاطرات و مشكلات فراوان پشيمان شده و با سفارش آيدين به خانه بازمي گردد.

مکس 1383

داستان اين فيلم از زماني آغاز مي شود كه به مناسبت سال گفتگوي تمدن ها،‌ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي تصميم مي گيرد تا يكي از موسيقيدانان ايراني خارج از كشور را براي اجراي يك كنسرت، دعوت كند. براي موسيقيدان مورد نظر ايميل فرستاده مي شود، او ظرف چند روز به كشور مي آيد. اين در حالي است كه ايميل اشتباهي به دست خواننده لس آنجلسي رسيده و او به جاي فرد اصلي وارد تهران شده است. داستان بر مبناي كارهاي اين خواننده پيش مي رود و تناقضهايي را به وجود مي آورد كه سبب شكل گيري حوادثي طنز آميز مي شود.

آتش سبز 1386

سرنوشت افسانه اي دختري به نام ناردانه است كه در كودكي سروش ازدواجش را با يك مرد مرده مي شنود و براي گريز از اين سرنوشت خوف انگيز، ناخواسته گام در راهي دشوار مي گذارد.