کلاه گیس 1388
با پیدا شدن کلاه گیسی زنانه در ماشین داماد درست چند شب قبل از عروسی، دو خانواده درگیر میشوند، چون پدر عروس همان روز ماشین داماد را قرض گرفته است و …
با پیدا شدن کلاه گیسی زنانه در ماشین داماد درست چند شب قبل از عروسی، دو خانواده درگیر میشوند، چون پدر عروس همان روز ماشین داماد را قرض گرفته است و …
در این سریال، در قالب روایتی طنز، زندگی قشرهای مختلف شهر در کنار یکدیگر به تصویر کشیده شدهاست. تمام داستان در قسمت اول در یک آپارتمان میگذرد که چند همسایه در آن زندگی میکنند؛ از جمله یک دکتر و پسرش، زن و شوهری جوان و پیرزنی با دخترش.
مرد ۴۰ سالهای به اسم عطا (امیر جعفری) که حاشیهنشین شهر تهران است، راننده و پادوی حاجی «کارخانه» است. عاشق منیژه (پانته آ بهرام) دختر حاجی میشود و به خاطر او و با نقشه او از جواهر فروشی سرقت میکند. و به زندان میرود. اما منیژه که فقط به خاطر انتقام گرفتن از پدرش که بعد از مرگ مادرش یک زن دیگه به اسم مهری (پوراندخت مهیمن) گرفته بود با عطا همکاری میکرد. چون پدرش بعد از سرقت سکته کرده بود، پشیمان شد و با مردی به اسم عادل (آرش مجیدی) ازدواج کرد و از محله شان رفت. عطا که در زندان با مردی به نام عیوضی (آتیلا پسیانی)، راننده کامیون، آشنا شده و نجاری یادگرفته توسط او متوجه ازدواج منیژه میشود و انگشتانش زیر دستگاه از بین میرود و از زندان بیرون میآید تا از منیژه انتقام بگیرد. منیژه برادر ناتنی به اسم منصور (کامران تفتی) دارد که کاشف راز بزرگ سرقت از جواهر فروشی و برلیانهای ۶۰۰ میلیونی است. وقتی عطا مزاحم خواهرش میشود، او بچههای خواهر عطا، ملیحه (شیوا ابراهیمی)، را میدزدد تا عطا را سر بدواند…
این مجموعه ملودرامی اجتماعی و دربارهٔ دو نوجوان است که از اصفهان به تهران میآیند و با قشرها مختلف و معضلات اجتماعی این شهر آشنا میشوند.
این مجموعه به مقوله طلاق در جامعه میپردازد. این مجموعه تلویزیونی متشکل از اپیزودهای مختلف با قصه و شخصیتهای مستقل است که هرکدام به داستانی مجزا میپردازد.
این فیلم داستان یک حاجی فرش فروش را بیان می کند که برای لحظاتی زنده می شود و در چند ساعتی که زنده شده درگیر ماجراهای مختلفی می شود. او مردی متمول و بینیاز است که همسرش را سالها پیش از دست داده و مورد بیمهری خانوادهاش قرار گرفته است. از طرفی مرضیه که زنی فقیر است، پس از چند برخورد اتفاقی با حاج اکبر در رفتارهایش میل و علاقه نسبت به وی بروز میدهد، اما حاج اکبر که تصور میکند مرضیه برای دارایی او کیسته دوخته ...
فيلم "بهشت منتظر مي ماند" اثري ماورايي و معنايي است كه به موضوع دفاع مقدس مي پردازد. داستان اين فيلم درباره يكي از بازماندگان جنگ است كه خاطرات دوران دفاع مقدس را با خود مرور مي كند و در عين حال مي كوشد تا شرايط ذهني خود را با موقعيت هاي امروز جامعه هماهنگ كند.
این مجموعه دربارهٔ دختری به نام عاطفه (افسانه پاکرو) که با قبول شدن در دانشگاه، در رشتهٔ حقوق از شیراز به تهران میآید و به دنبال محقق شدن رویاهای خود از جمله پولدار شدن است و با مردی (مهدی فخیم زاده) که هم سن پدرش است در هواپیما، آشنا میشود و تصمیم میگیرد با او ازدواج کند ...