پنجره ای رو به حیاط 1387
سیمین از پنجره خانه خود رخت آویزان می کرد که پیرزن مریض احوالی توجه اش را جلب میکند و به فکر کمک به او می افتد و …
سیمین از پنجره خانه خود رخت آویزان می کرد که پیرزن مریض احوالی توجه اش را جلب میکند و به فکر کمک به او می افتد و …
رعنا پرستار سالمندان است و اهل کربلا است وپرستاری زنی را که در بازگشت از مدینه بیمار شده می پذیرد.به مرور وابستگی بین این دو ایجاد می شود و دختر خانواده به رعنا حسودی می کند و از برادرش می خواهد که او را بیرون کند و...
دکتر پرویز فرجامی که استاد شیمی است، مدتی است که دچار افسردگی شده است. دکتر فرجامی روزی در آزمایشگاه دانشگاه، جسد دانشجویی را پیدا میکند و پس از بازجویی های اولیه افسر ویژه آگاهی، او به عنوان تنها مضنون پرونده معرفی می شود و...
نوجوانی به نام علیرضا که در کلاس سوم ابتدایی درس میخواند، شخصیت محوری داستان این سریال است.
سریال حیرانی داستان زندگی پولاد مرزبان است که برای همراهی مادربزرگ بیمارش پس از سالها به ایران بازمیگردد،غافل از آنکه مجموعهای از رویدادها او را به ورطهٔ حیرانی میکشانَد.
موضوع داستان بدین ترتیب است که بهزاد طی ماجرایی با زنی تصادف میکند و او را به خانه میآورد. به تدریج حرکات عجیبی از این زن که فرشته نام دارد، سر میزند و از سوی دیگری در قالب مردی به نام سرابی سعی در سردرگم نمودن بهزاد دارد. نهایتاً فرشته موجب میشود که بهزاد و همسرش رعنا تا پای طلاق بروند و حتی به بهزاد پیشنهاد ازدواج میدهد، اما پس از مدتی بهزاد با توجه به رهنمودهای روحانی محل و سخنان فرزندانش متوجه میشود که فرشته، شیطان (ابلیس) است و پسرش را در حالی که فرشته قصد کشتن او را دارد، نجات میدهد و سپس به درگاه خدا توبه کرده و از گناهانش اظهار پشیمانی میکند.
سریال "آفتاب و زمین" به مقطع زندگی سید روحالله خمینی و خانوادهاش در شهر خمین میپردازد.
گروهى از نوجوانان با ابلاغ آموزش و پرورش براى اعزام گروه هاى سرود برتر دانش آموزى به جبهه و دادن روحیه به رزمنده ها خود را براى رفتن به منطقه آماده مى کنند؛ اما گرفتن رضایت نامه از پدر و مادر به عنوان شرط لازم رفتن به منطقه براى آنها مشکل ساز مى شود. بین آنهایى که موفق به گرفتن رضایت نامه مى شوند و آنهایى که نمى شوند، دودستگى پیش مى آید و بالاخره گروهى از آنها عازم جبهه مى شوند. در آنجا نیز با مشکلات فراوانى روبه رو مى شوند و حتى با عبور از میدان مین خودشان را به رزمنده ها مى رسانند اما متوجه مى شوند که...