برچسب پرویز عاشورنیا

گل من گلی 1376

شخصیت اصلی این مجموعه «گلی» است که هر بار در رودررویی با موقعیت‌های جدید، ماجراهای جذاب و پرکشمکشی را خلق می‌کند و نقش او را ماهایا پطروسیان بازی می‌کند. گلی نمونه یک دختر اصیل و پاک و معصوم ایرانی است که در هر قسمت از این مجموعه با قرار گرفتن در شرایط و موقعیت‌ها و مشاغل جدید، درگیر حوادث و مشکلاتی می‌شود که سعی می‌کند با تکیه بر هوش و ذکاوتش بر آنها پیروز شود.

اکسیژن 1384

سریال «اکسیژن» درباره شخصی است که در مرکز شهر یک اتاق اکسیژن تاسیس می‌کند تا کسانی که از هوای کثیف و پر از گرد و غبار و آلوده خسته شده اند، با مراجعه به آن جا نفسی تازه کنند، اما با کنار هم قرار گرفتن آدم های قصه حوادثی رخ می دهد.

ماه جبین 1384

این فیلم از سه اپیزود مجزا و در عین حال پیوسته تشکیل شده است. هریک از این اپیزودها در حالی که داستان مربوط به خود را دارند با یک موضوع محوری به هم مربوط می شوند. محور اصلی هر سه اپیزود امامزاده ای به نام امامزاده سید آقا است که هر سه داستان در آن شکل می گیرد…

روزی مثل هیچ روز 1385

داستان فيلم "روزي مثل هيچ روز" درباره جواني است كه در روز عروسي براي پائين آوردن يك توپ از بالاي درخت سرش را لاي يكي از حفره هاي نردبان مي كند، اما ديگر موفق به درآوردن سر خود نمي شود. اين مساله شرايط را دشوار مي كند. عروس كه در آرايشگاه منتظر داماد است، خود به محل عروسي مي رود، اما او هم با اتفاقات و مسائلي مواجه مي شود.

آن سوی دیوار 1384

این فیلم داستان يك جوان نقاش را روایت می کند كه يك روز متوجه می شود توسط يك نويسنده به وجود آمده. اين نويسنده برای پايان زندگی نقاش، سرنوشت متفاوتی را نوشته، ولی اين جوان نقاش ، تصميم می گيرد سرنوشت خود را تغيير دهد .

نفوذ (فصل 2) 1392

داستان این فصل در ادامه فصل قبل بوده و همان مبحث جوانان و اینترنت را در کنار ماجرایی تروریستی که امنیت فضای مجازی کشور را به خطر می اندازد دنبال می کند.

حدس بزن چه کسی برای عید می آید 1389

داستان اين فيلم تلويزيوني درباره پسري است كه خودش را براي كنكور آماده مي‌كند و خانواده‌اش مأموريت دارند كه به كيش بروند، اين پسر در تعطيلات همراه دايي خود در خانه تنها مي‌ماند و ماجرا درباره‌ي اين دو نفر است.

روز بعد از خوشبختی 1387

یحیی جوانی است که می‌خواهد به حج برود، اما علاقه‌مند به سارا، همسر پسر مرحوم حاج ضیا که در میدان تره بار کاسبی می‌کند و نزد او شاگرد است می‌شود. حاج ضیا مخالفت می‌کند. یحیی پول حج را به یکی از کاسبهای نیازمند می‌دهد. سارا به دلیل بدخلقی‌های پدر شوهرش تصمیم می‌گیرد که نزد خانواده خود به شهرستان برود که حاج ضیا با این ازدواج موافقت می‌کند.