برچسب پایگاه ششم شکاری بوشهر

نزدیک بود هواپیمای سوخت‌رسان خودی را به اشتباه بزنیم!/آموزش‌های استاد آمریکایی در جنگ به کارم آمد

رادار کرج گفت «هدف را بزنید!» گفتم نزدیک ساوه! ارتفاع ۲۵ هزارپا! چه هدفی می‌تواند باشد؟ چه‌پرنده‌ای است که با این‌ارتفاع تا این‌جا آمده است؟ عجب خلبان بی‌کله‌ای است! نزدیک رفتم هدف را بزنم که ناگهان رادار سوباشی گفت: «بابا! اون‌تانکره! دارد در منطقه گردش می‌کند! نزنید ها!»

کمر نیروی هوایی در دی‌ماه ۵۹ شکست/نامه می‌آمد که به‌نام خلق قهرمان ایران به اعدام محکومی!

بیشترین تلفات را در سه‌روز ۱۶ تا ۱۸ دی دادیم. کمر نیروی هوایی شکست؛ از اف‌فورها گرفته تا اف‌پنج‌ها. بچه‌ها لت‌وپارشده در دزفول نشستند. خودم در آن‌چندروز چهارسورتی پرواز کردم چون لشکر ۱۶ قزوین در نعل اسبی افتاده بود و فقط داد می‌زد «نیروی هوایی کمک کن!»

صاحب جمله «دوست دارم کفنم پرچم ایران باشد» کیست؟

خلجی لحظه به لحظه گزارش می‌داد: «از سمت راست انبوه آتش به سمت‌مان می‌آید. حالا از چپ می‌زنند. مواظب باش.» و چندثانیه بعد، صدای مهیب و ضربه‌ای که هواپیما را به‌شدت تکان داد، بیانگر اصابت موشک به آن‌ و صدمه جدی بود. غفور اعلام کرد: «ما را زدند!»