برچسب وحیده صحرانورد

گلین لر 1390

واژه «گلین‌لر» در زبان ترکی به معنای «عروس‌ها» است و داستان این مجموعه حول محور ماجراها، چالش‌ها و موقعیت‌های طنز میان اعضای یک خانواده و عروس‌های آن‌ها می‌چرخد.

به رنگ برف 1385

به رنگ برف داستان زوج جوانی به نام مریم و محسن را تصویر می کند که اتفاقاتی باعث می شود زندگی آنها سمت و سوی دیگری پیدا کند. مریم که به کار عکاسی تبلیغاتی مشغول است در کنار همسرش زندگی آرام و موفقی را سپری می کند اما این آرامش با اسباب کشی پیرمردی به طبقه پایین آنها به هم می خورد چرا که پیرمرد 30سال پیش و در جریان قیام 29بهمن سال 56تبریز پسرش را براساس عکس خبری یک عکاس از دست داده است.

نمایش تمام شد 1389

احمد دانش آموخته‏ تئاتر و تولد یافته در خانواده‏ای تعزیه‏ گردان، در حال حاضر برای تامین هزینه‏ درمان برادر جانبازش محمود که در گذشته شبیه خوان حضرت ابوالفضل (ع) بوده، مسافرکشی می‏کند. روزی او از سوی سحر محرابی برای ایفای شبیه حضرت ابوالفضل (ع) در تعزیه‏ ای با شیوه‏ نوین به دانشکده دعوت می‏شود. تمرین آغاز می‏شود اما احمد به یک باره تمرین را در میانه آن ترک می‏کند و سحر علی‏رغم میل باطنی کسی دیگر را جایگزین احمد می‏کند. استاد مرتضایی که از مدرسان دانشکده است اعتقاد دارد که دلیل ناراحتی احمد، وضعیت برادرش است و ...

سن سیز 1390

این سریال سرگذشت پیرمردی بنام خلیل فرخی را به تصویر می کشد که چند ماه پس از فوت همسرش علیرغم رسیدگی و سرزدن فرزندان و نوه‌ها احساس تنهایی می‌کند و می‌خواهد تجدید فراش کند که در ابتدا با مخالفت فرزندانش روبرو می‌شود اما رفته رفته آنها نیز به این باور می‌رسند که برای پدر یک همدم نیاز است و تلاش می‌کنند برای پدر همسر مناسبی پیدا کنند که اغلب خواستگاری‌ها به نوعی به سرانجام نمی‌رسد.

پائیز پنبه زار 1387

پاییز پنبه زار روایت خاطره‌ای ست که برای معلمی تداعی می‌شود. درست درلحظه شروع کلاس پدریکی از دانش آموزان وارد کلاس، می‌شود و پسرش را با ناراحتی ازمدرسه می‌برد. معلم که ازبچه‌ها جویای احوال آن‌ها شد. متوجه می‌شود که خانواده دانش آموزش به علت بدهی قراراست آبادی رابه سمت روستایی ترک کنند.

آیریلیق 1393

ماجرا از این قراره که دختر امیرعلی گم میشه و تنها کسی که میدونه دخترش کجاست زنی هست که به علت کینه دیرینه از بازگو کردن ماجرا خودداری میکنه فردی آلمانی مشکلی براش بوجود میاد که با دادن نذری در تبریز میخواد مشکلش حل بشه که امیرعلی متوجه میشه دختر مرد آلمانی همان دختر خودش است

تبریزلی تاجر 1395

ماجرا از این قراره تاجر تبریزی حدود هفتاد سال پیش برای تجارت راهی قفقاز میشود در راه با بهمن مواجه شده و زیر برف های زیاد می ماند و از هوش میرود بعدها که برف ها اب میشود به هوش امده و راهی شهر خود میشود ولی خبر نداره که هفتاد سال زیر برف های بوده و شهر بکلی تغییر کرده و وقتی به شهر میرسد با ماجراهای جالبی برخورد میکند