برچسب هومن کبیری

یزدان (یک،سه،هفت) 1404

این سریال در هر قسمت به داستانی اجتماعی پیرامون ماموری به نام «عماد عرفانی» با بازی پژمان بازغی می‌پردازد. او به دنبال داستان‌هایی است که در گوشه و کنار شهر گم شده‌اند و کمتر کسی پیگیر آن‌هاست.

چرخ و فلک 1390

این فیلم روایتگر داستان فردی است که در آستانه سفر حج قرار دارد اما در حین حلالیت گرفتن از دوستان و آشنایان متوجه می شود در سالهای گذشته عملی انجام داده که در زندگی چندین نفر تاثیر گذاشته است و این آغاز ماجراست... .

کیف انگلیسی 1378

داستان کیف انگلیسی در دوران موسوم به دهه طلایی آزادی اتفاق می‌افتد؛ و داستان شخصیت سیاست‌مدار - روشنفکری را در این دوران به تصویر می‌کشد.

روشن تر از خاموشی 1382

در زمانی که کشور از لحاظ سیاسی و اجتماعی، در شرایطی نابه‌سامان قرار گرفته و علاوه بر تهدیدات و دست‌اندازی مستعمران به خاک ایران، عده‌ای نیز در داخل داعیه حکومت دارند؛ صدرالدین محمد قوام شیرازی متخلص به ملاصدرا، در راه کسب علم و دانش قدم می‌گذارد. این فیلسوف برجسته، که روحی تشنه و مشتاق یادگیری دارد؛ در محضر دانشمندان و عالمان بزرگ اسلامی چون شیخ بهایی و میرداماد و میرفندرسکی درس می‌آموزد . . .

ساحل گمشده 1390

داستان فیلم از این قرار است که درمیان آبی بیکران خلیج فارس دختربچه‌ای به نام ساحل غرق می‌شود. مادر (آیدا) و ناپدری (فرهاد) هر چه تلاش می‌کند تا او را نجات دهند موفق به نجات او نمی‌شوند. ناخدا هامون جنازه ساحل را از دریا بیرون می‌کشد، همسر سابق آیدا (بهنام) فرهاد را متهم به غرق شدن ساحل می‌کند، چرا که ساحل ثروت زیادی از جانب پدر بزرگش داشته و این می‌توانسته انگیزه خوبی برای فرهاد باشد

فرهاد در شرایط مدرن و امروزی و هامون در فضای بومی و سنتی جزیره روزگار می‌گذرانند. مرگ ساحل فرهاد را از زنش دور و به هامون نزدیک تر می‌کند، اما هامون که سودای رفتن دارد برای به دست آوردن پول دست به اقداماتی می‌زند که شرایط فرهاد را بحرانی می‌کند.

شب دهم 1380

داستان در اواخر حکومت رضاشاه در تهران رخ می‌دهد. فردی به نام حیدر خوش‌مرام که از لات‌های تهران قدیم است، خواهان ازدواج با دختری از تبار قاجار می‌شود و آن دختر شرط ازدواج با حیدر را اجرای تعزیه در ده شب ماه محرم قید می‌کند، اتفاق‌هایی که در جریان تعزیه برای حیدر رخ می‌دهد شخصیت او را دگرگون می‌کند و انسانی پاک و با ایمان می‌شود. چون در زمان حکومت رضا شاه تعزیه قدغن بوده حیدر مجبور به اجرای تعزیه دور از چشم آژان‌ها می‌شود در این بین دوست حیدر به نام یاور به کمک او می‌آید و با کمک هم موفق به اجرای تعزیه در نه شب اول می‌شوند؛ از طرفی عمه شاهزاده قجری در پرونده ای جنایی دخیل می شود و در نتیجه پای یک سرگرد سنگدل تأمینات (اداره آگاهی قدیم) به ماجرا باز می‌شود. او قصد دارد حیدر را به قتل رسانده و به مراد دلش که ازدواج با آن شاهزاده قجری است برسد.

او برای این کار حاضر است هر مانعی را از سر راه خود بردارد او یاور را تهدید می‌کند که اگر به همکاری با حیدر ادامه دهی به زندان می‌روی و باید ازدواج با دختر مورد علاقه ات را فراموش کنی اما اگر در حین اجرای تعزیه حیدر را طوری به قتل برسانی کاری می‌کنم تا تو به زندان نروی و او را وادار به کشتن حیدر می‌کند یاور در این امر دو دل است و سرانجام شب دهم فرا می‌رسد و سرگرد که در میان تماشاچی‌های تعزیه است وقتی می‌بیند یاور تمایلی به کشتن حیدر ندارد به طرف او شلیک کرده و او را به قتل می‌رساند در همین حین مأموران نظمیه که از موضوع اطلاع پیدا کرده‌اند به محل تعزیه هجوم آورده و با مردم عزادار درگیر می‌شوند سرگرد برای این که کارش را تمام کند با حیدر درگیر شده و قصد شلیک به او را دارد که حیدر با شمشیر ضربه مهلکی به او وارد کرده و او را از پا درمی‌آورد اما در همین حین یکی از مأمورین نظمیه به طرف حیدر شلیک می‌کند او که در حال مرگ است برای آخرین بار شاهزاده قجر را می‌بیند و با او وداع می کند و حرف‌هایی می‌زند که از آن حیدر لات بعید است و فقط از دهان مؤمنی تمام عیار بیرون می‌آید و این گونه می‌شود که عاشق به معشوقش نمی‌رسد. در پایان حیدر دست در دست رفیقش یاور، جان به جان آفرین تسلیم کرد.

گیسو 1399

رضا (حسین یاری) در مخمصه‌ای افتاده که برای بیرون آمدن از آن به کمک سهیل (محمدرضا گلزار) و پیمان (هومن سیدی) نیاز دارد. اما نقشه آن‌ها آن‌طور که نباید پیش می‌رود و اتفاقاتی رخ می‌دهد که کنترل اوضاع را از دست همه خارج می‌کند و …