سیاه سنگ (کوتاه) 1403
«بدنام» روایتگر یک داستان عاشقانه پیچیده و ملتهب است که حول محور دختری به نام «یلدا» شکل میگیرد؛ دختری که ناخواسته وارد یک رابطه و بازی خطرناک میشود. در ادامه، داستان به یک مثلث عشقی میان چند شخصیت از نسلهای مختلف تبدیل میشود؛ عشقی ممنوع که برای هیچکدام از شخصیتها پایان خوشی ندارد.
داستان این فیلم درمورد شخصی به نام سعید است که از دست پلیس فراری میباشد و حتی خانواده اش خبر ندارن که وی ایران میباشد و فکر میکنند از دست پلیس به ترکیه رفته است. سحر نامزد سعید، در پی گمشدن خواهرش به دنبال سعید میگردد...
خسرو که در آسایشگاه روانی به اجبار بستریست، تمام این سالها را در فکر دخترش زیبا سپری کرده. امروز، روزِ تولد ۱۶ سالگی زیبا است و خسرو نمیخواهد از این روز ساده بگذرد…
فیلم صد دام درباره مردی است که به دلیل شباهت با صدام حسین یکی از بدلهای صدام است و قرار میشود در تهران عملیاتی را اجرا کند…
راننده نعشکشی پس از تحویل گرفتن جنازهایی، در راه مقصدش برای خوردن صبحانه به قهوهخانه دوستش میرود. صاحب قهوهخانه به راننده پیشنهاد جابهجایی پدرش با جنازه را میدهد.
احمد یک معلم تبعیدی است که در یک روستای فقیرنشین کوچک با قومیت بلوچ در امتداد مرز ایران با افغانستان زندگی می کند. او با خانواده ای از پناهندگان غیرقانونی هزاره آشنا می شود که از خطر فوری به قدرت رسیدن طالبان می گریزند. اندکی بعد احمد متوجه می شود که تعصبات بر همه زندگی آنها دیکته میشود و دیدگاه او در مورد درست و نادرست به شدت تغییر می کند.