شب بیرون 1392
دختر جواني براي ادمه تحصيل عازم خارج از كشور است. او يك شب قبل از سفرش تصميم ميگيرد با كمك برادرش از شمال تا جنوب تهران فيلم يادگاري بگيرد.
دختر جواني براي ادمه تحصيل عازم خارج از كشور است. او يك شب قبل از سفرش تصميم ميگيرد با كمك برادرش از شمال تا جنوب تهران فيلم يادگاري بگيرد.
ابراهيم تعزيه گردان روستاي نياق هر ساله به همراه خانواده اش براي اجراي تعزيه به روستاهاي مختلف دعوت مي شود. امسال مشکلات روزمره گريبان او را گرفته. همسرش فوت کرده، پسر کوچکاش بيمار است و بدهيهاي مالي هم به مشکل او افزوده است. مقدمات سفر تهيه شده و او پاي در سفر ميگذارد ...
داستان فيلم درباره زوجي است (امير جعفري- مهناز افشار) که در انتظار تولد فرزند هستند. ورود خواهر ناتني زن (پانته آ بهرام) مشکلاتي براي آنها به وجود مي آورد. زن که پريشان احوال و مريض است، گذشته اي رازآلود دارد و در جواني فرزندش را پس از طلاق رها کرده. مرد تمايل ندارد خواهر همسرش در خانه بماند. دوست صميمي مرد خواستگار زن است، اما زن در نهايت به او هم دروغ مي گويد و خانه را ترک مي کند.
«امتحان نهایی» داستان معلم ریاضی مسئول و دلسوزی به نام فرهاد (شهاب حسینی) است که ازقضا با مادر یکی از شاگردانش به نام سعید آشنا شده و قصد ازدواج با او را دارد. دوران حساس بلوغ و قرار گرفتن در محیطی جدید و دوستانی نهچندان باب، شرایط را برای سعید و به طبعش، مادر و معلمش بسیار بغرنج کرده است. سعید بههیچوجه نمیتواند فرهاد را بهعنوان عضوی از خانوادهشان بپذیرد و از همین روی سر لج افتاده است. از سوی دیگر، دوستش، غلام که قبلاً به خاطر 0.25 نمره درس ریاضی را رد شده، کینهای عمیق نسبت به فرهاد دارد و با تحت تأثیر قرار دادن سعید اوضاع را خرابتر کرده است.
این فیلم داستان یک اختلاف خانوادگی میان دو خواهر یکی از طبقه بالای شهر و دیگری از پایین شهر است. مهشید، دختر خالهٔ متعلق به پایینشهر، از بابک، پسرخاله متمول خود که ساکن آلمان است، درخواست ازدواج میکند و بابک نیز میپذیرد. حال که بابک به ایران برگشته، اختلاف نظر در خصوص ادامهٔ ازدواج این دو نفر، موجب مشاجره و منازعه بین خانوادهٔ این دو خواهر میشود که در نهایت منجر به ...
این فيلم مقاطعي از زندگي شهيد کاوه، يکي از فرماندهان کردستان را به تصوير ميکشد.
عدهای از دانش آموزان دبیرستانی دخترانه در تهران در فضای مجازی با فردی آشنا میشوند که دارای عقاید عجیبی است. با حضور در پارتیها و مراسمهای آیینی این حلقه، فرد مورد نظر که خودش را موجودی فراتر از انسان و جادوگر مینامد دخترها را جذب حلقه انحرافی میکند و پس از مدتی به آنها میگوید که قرار است ناپدید شود. دانش آموزان روان گردانهایی را که او در اختیارشان گذاشته مصرف میکنند.
اما با مصرف بیش از اندازه مواد روانگردان یکی پس از دیگری به کام مرگ میروند. فیلم با مرگ سومین دانش آموز آغاز میشود. شهرزاد، لیلا و آزاده سه قربانی ابتدایی هستند. مینو که مدیر دبیرستان دخترانه است به مدرسه میآید تا شاید بتواند علت این اتفاقات را دریابد و به دانشآموزان کمک کند. همسر مینو حمید به دلیل نارضایتی از وضعیت شغلی اش استعفا داده است.
حمید و مینو سالها نتوانستهاند بچهدار شوند. آنها قصد دارند جنینی را به صورت غیر مستقیم به رحم مینو منتقل کنند. حمید انگیزهای برای این کار ندارد اما مینو بیتابی میکند. سرانجام حمید که حالا قصد مهاجرت دارد با انگیزه گرفتن اقامت کشوری خارجی ظاهرا قضیه را میپذیرد و جنین به بدن مینو منتقل میشود. در این میان تلاش مینو برای شناخت و ارتباط گرفتن با بچهها و کمک به آنها در کنار همکاری با پلیسی که بر روی این پرونده کار میکند او را به سرنخهایی میرساند.
او با خانوادههای قربانیها صحبت میکند. پدر لیلا حاضر به صحبت نیست و برادرش با دسته چک میخواهد از دست مینو خلاص شود. برادر دختر دیگر زیر بار خودکشی کردن او نمیرود. پدر دانشآموز ديگر هم یک سرایدار پیر است که تنها مونولوگهایی در مورد مناسک حلقه میگوید
زوجی جوان (غزل و مهران) با بازی ترانه علیدوستی و صابر ابر به خانه ای بسیار قدیمی و متروکه وارد میشوند. این زوج قرار است خانه را برای آمدن صاحبش که روزهای پایانی عمر را سپری می کند آماده کنند.زوج جواني در مدتي کوتاه لحظات زندگي گذشتشان را مرور ميکنند و اين مرور خاطرات، زندگي حالشان را تحت تاثير قرار ميدهد. اتفاق تلخی برای غزل افتاده است و زن مدت ها در بیمارستان روانی بستری بوده است...