مروری بر «از کرخه تا راین» با علی دهکردی
به گزارش سروش سینما به نقل از تسنیم، علی دهکردی درباره حضورش در فیلم از کرخه تا راین گفت: آقای عظیمپور در تولید از کرخه تا راین دستیار ابراهیم حاتمیکیا بود و من توسط ایشان برای حضور در فیلم معرفی شده بودم.…
به گزارش سروش سینما به نقل از تسنیم، علی دهکردی درباره حضورش در فیلم از کرخه تا راین گفت: آقای عظیمپور در تولید از کرخه تا راین دستیار ابراهیم حاتمیکیا بود و من توسط ایشان برای حضور در فیلم معرفی شده بودم.…
پسر جوانی به نام «کامیاب» که علاقهای به رفتن به خارج از کشور ندارد، با اصرار پدرش (با بازی داوود رشیدی) که یک جراح است، برای ادامه تحصیل به خارج میرود. پس از مدتی، پدر از طریق یکی از دوستان مشترک، خبردار میشود که پسر مبتلا به بیماری ایدز است. پدر که نگران سلامتی پسرش شده، در گرماگرم فصل امتحانات و با اصرار، او را به ایران بازمیگرداند و در بیمارستان بستری میکند. پسر که از بیماری خود آگاه نیست، از بیمارستان فرار میکند و پس از چند روز سرگردانی، در اثر شدت گرفتن بیماریاش، میمیرد.
این مجموعه تلویزیونی، بازگوکنندهٔ بخشی از تاریخ معاصر ایران است. گروهی که به اجرای قانون و عدالت علاقمند هستند برای برپایی دادگاه محاکمهٔ شهربانی رضاشاه، دچار مشکلات فراوانی میگردند.
خبرنگار زنی که در یک مجله زنانه کار می کند، شجاعانه به کنکاش در زندگی زنان بی سرپرست می پردازد.مینا به دلیل مشکلاتی که در گذشته داشته است، دچار حوادث خاصی می شود که زندگی جدیدش را تهدید می کند…
دختری به نام لیلا در سالهای قبل از انقلاب از خانوادهاش جدا شده و اکنون در پی حوادثی در جستجوی کشف هویت خویش است.لیلا در اوج سرخوشی است و میخواهد با کسی که دوستش دارد ، ازدواج کند. اما در شب عروسیاش میفهمد که پدر و مادرش افراد دیگری هستند. او سراغ آنها را میگیرد و تا خرمشهر که جنگ شده ، میرود. در میانه راه، همسرش با بمباران جنگنده های عراقی کشته میشود و او تنها به شهری غریب میرود. در آنجا مادرش را می یابد اما پدرش اسیر عراقی ها میشود و فقط می توانند از بین دیواری ، همدیگر را ببینند.
داستان در مورد دو برادر یتیم به نامهای بهرام و پویا است. که یک برادر (فرخ، دایی برادرها) و خواهر (فرخنده، خاله برادرها) آنها را به پیشنهاد مادرشان به فرزندی میپذیرند. پس از آن، اتفاقی بین شوهر فرخنده، برادر او و فرخ پیش میآید که موجب دوری خانوادهها از هم میشود. با گذشت ۱۵ سال از این ماجرا، مادربزرگ خانواده سعی در نزدیک کردن آنها به هم دارد و سعی میکند با کمک کردن به پویا و بهرام تا هر دو در یک دانشگاه قبول شوند، زمینهٔ این نزدیکی را فراهم کند. این وسط، خانهای که مادربزرگ برای ایجاد کانون اصلی این اتفاقها در نظر گرفته، همان خانهای است که به عنوان سهم دو برادر یتیم بوده و فرخ میخواهد با فروش آن، صاحب پول کلانی شود.
مليحه بر اثر ضربه ي روحي در كودكي قدرت تكلم را از دست داده است و با يادآوري گذشته دچار تشنج عصبي مي شود. آزار بچه هاي محل نيز ناسازگاري و پرخاشگري او را تشديد مي كند، مسئولان آموزشگاه ناشنوايان تصميم به اخراج او مي گيرند، اما با تقاضاي خانم شفيق، متخصص امور تربيتي، فرصت ديگري به او داده مي شود. خانم شفيق اعتماد مليحه را جلب مي كند و با كمك شوك مصنوعي قدرت تكلم او را به او باز مي گرداند.