سیب ترش 1392
امیرعلی سروان نیروی انتظامی است که در یک کلانتری مشغول به خدمت شده است. او در حین یک ماموریت کاری با دزدی به نام پژمان درگیر شده و طی حادثه ای پژمان به قتل می رسد. پلیس امیرعلی را تبرئه کرده اما وی دچار عذاب وجدان شدیدی می شود…
امیرعلی سروان نیروی انتظامی است که در یک کلانتری مشغول به خدمت شده است. او در حین یک ماموریت کاری با دزدی به نام پژمان درگیر شده و طی حادثه ای پژمان به قتل می رسد. پلیس امیرعلی را تبرئه کرده اما وی دچار عذاب وجدان شدیدی می شود…
داستان این فیلم در پایان رژیم شاهنشاهی اتفاق می افتد که مردم در خیابان ها آوای مرگ بر شاه سر می دادند و اعلامیه بر عیله رژیم شاه پخش می کردند نیروهای نظام و گارد شاهنشاهی همه نگران وضعیت بودند. یکی از این افراد سرگرد مهرورزی بود که به خاطر درجه اش او را به همین نام صدا می زنند. خانواده او همه طرفداران انقلابیون بودند اما نمی توانستند این موضوع را به وضوح بیان کنند ، اما بعضی مواقع شیطنت هایی به خرج می دهند و ...
فیلم «تا افطار چیزی نمانده» داستان فردی به نام «اسدی» است که در پی تصادفی که منجر به مرگ طرف مقابل شده به زندان می افتد. شخصی به نام «مستوفی» با پرداخت دیه او را از زندان آزاد میکند. «پری» که با عجله به پیشواز پدرش می رفت با پسر مستوفی تصادف کرده و دچار مرگ مغزی می شود.
این فيلم قصه چند جانباز را روايت ميكند كه بنا به دلايلي ميخواهند يك كاپي را كه هر سال بين دو نفر رد و بدل ميشد امسال به دست يك دوست ديگر برسانند و فردي كه قرار است كاپ به دستش برسد نابيناست. قرار بر اين ميشود تا اين دو دوست جانباز با ركاب زدن بر روي دوچرخه، كاپ را براي دوستشان ببرند؛ در اين ميان مشكلاتي برايشان پيش ميآيد.
این فیلم داستان کشف ماجرای قتل مردی بنام طاری است که طی آن، پرده از رازهای پنهان زندگی وی برداشته می شود.
داستان این سریال دربارهٔ دو برادر است که در شرکت نفتی جنوب مشغول کارند.
هر قسمت از سریال دایره تردید یک ماجرای پلیسی روایت میشود. داستانهای سریال دایره تردید عموماً به ماجراهای جنایی مربوط میشوند و در هر قسمت یک اتفاق رخ میدهد که آن ماجرا توسط کارآگاه پلیس و دستیارانش کشف رمز شده و متهمین دستگیر میشوند.