ژانر نوآر (نوآر واژه ای فرانسوی به معنای سیاه) بعنوان یک ژانر اصلی از دهه ۱۹۴۰ پدیدار گشت. این ژانر که از سبک اکسپرسیونیسم نشات میگیرد و ریشه در داستانهای پلیسی سختدلانه دارد، بعد از جنگ جهانی دوم و در دنیایی که آدمهای آن سرشار از احساس ناامنی و خشم نسبت به یکدیگر بودند، بوجود آمد. نوآر مانند هر ژانر دیگری ویژگیهای ژانری مختص خودش را دارد. فضایی تیره و تار، مردانی ضعیف و شکاک، زنانی اغواگر و تاثیرگذار، کنتراست بالا در سایه روشن و دارای پایانی ناکام و شخصیتهایی شکستخورده است. میتوان ولز را پدیدآور ژانر نوآر قلمداد کرد. فیلم همشهری کین اثر وی با میزانسن تیره و ژرف، استفاده اکسپرسیونیستی از سایه و تلفیق نورپردازی سایه روشن و فیلمبرداری با عمق میدان زیاد، مهمترین گذرگاه ژانر نوآر است. پس از وی مضامینی چون ضعف مردان، خیانت و جنایتپیشگی زنان، سیاهی بصری، وضعیتهای اضطرابآلود، دیالوگهای کنایی و غیره توسط فیلمهایی مانند «غرامت مضاعف» بیلی وایلدر، «در مکانی دور افتاده» نیکلاس ری، «مرد عوضی» آلفرد هیچکاک و «بوسه مرگبار» رابرت آلدریچ در نوآر گنجانده شدند و آن را در دهه های ۴۰ و ۵۰ میلادی به نقطه اوج خود رساندند.