بعد از تو 1399
داستان فیلم حول محور زندگی دختر جوانی می گردد که به دنبال خوشبختی در هرج و مرج این جهان پرسه می زند. یک روز او سوار یک تاکسی می شود غافل از اینکه زندگی او برای همیشه دستخوش تغییر می شود
داستان فیلم حول محور زندگی دختر جوانی می گردد که به دنبال خوشبختی در هرج و مرج این جهان پرسه می زند. یک روز او سوار یک تاکسی می شود غافل از اینکه زندگی او برای همیشه دستخوش تغییر می شود
سال ۱۳۸۸. امیر (بهرام رادان) و شیرین (مهناز افشار) در آستانهٔ دهمین سالگرد ازدواجشان قصد مهاجرت از ایران را دارند. در تبوتاب پیش از انتخابات ریاستجمهوری کارهای سفرشان به مشکل برمیخورد و تنها راه پیش رو پیشنهاد استاد قدیمیشان کامران صبوحی (مهران مدیری) است که مدتی قبل به آنها گفته شیرین برای گرفتن ویزا و فراهمکردن مقدمات مهاجرت نزد او در دبی برود و امیر در آن مقطع به دلیل علاقهٔ قدیمی صبوحی به شیرین مخالفت کردهاست. یک ماه مانده به انتخابات شیرین میرود و کارها بهدلیل حوادث پس از انتخابات برای امیر بیشتر گره میخورد. دستگیری آیدا خواهر امیر در این اثنا و بازگشت نازلی (هدیه تهرانی) عشق قدیمی امیر که ده سال قبل او را رها کرده و رفته، بحران را تکمیل میکند.
داستان دو سارق خردهپاست (جمشيدي و کيايي) که با تحويل گرفتن جعبهاي وارد ماجرايي بزرگ ميشوند.
امیر ادیب تاجر جوان ایرانی در حالی که قرار است در مزایده بزرگ بورس شرکت کند، با شخصی روبرو میشود که به او می گوید تا دو هفته دیگر خواهد مرد...
فیلمی که به زندگی کارگران مهاجر شهرستانی در تهران و آرزوها، امیدها و یأسهای آنها مربوط است. شخصیت اصلی فیلم، جوان کارگر مهاجر آذربایجانی به نام قدم ( بهرام افشاری ) است که آدم کلهشقی است و روحیه ستیزهجو و پرخاشگری دارد. قدم در مغازه مردی جنوبی به نام رحمت ( مهران احمدی ) شاگردی میکند و عاشق مونس، ( روژین رحیمی تهرانی ) دختر رحمت است. پس از مرگ ناگهانی و مشکوک رحمت، بساز بفروش پولدار نوکیسه ای به نام جهان ( آتیلا پسیانی ) از موقعیت استفاده کرده و از دختر ۱۶ ساله رحمت یعنی مونس که قدم عاشق اوست، در ازای طلبش خواستگاری میکند. قدم بعد از پی بردن به این موضوع، خشمگین شده و با جهان درگیر میشود تا اینکه…
فیلم داستانی تاریخی دارد که در سالهای ششم تا هشتم هجری و از هدیبه تا فتح مکه رخ می دهد و داستان زندگی شخصی به نام ابوبصیر را روایت می کند. مردی به نام "ابوبصیر" در ایام صلح حدیبیه از بین کفار گریخته و به پیامبر اسلام پناهنده میشود. حالا همه چشم انتظارند که پیامبر برای حفظ صلح او را به کفار تحویل خواهد داد یا ...
اپيزود اول (نفس): درباره زني است که با آزاد شدن شوهرش از زندان مجبور است دخترش را که سالها پيش به سپيده واگذار کرده پس بگيرد.
اپيزود دوم(مرا بشنو): درباره نرگس دختر ناشنواي پانزده ساله اي است که نوجواني موفق ومورد توجه همه است.اما پدرش قصد دارد او را به اجبار به عقد عليرضا درآورد و اين ازدواج اجباري به معني فرو ريختن کاخ آرزوهاي نرگس است.
اپيزود سوم (بن بست): داستان درباره جليل، نوجوان 15 سالهاي است که پس از سه سال زندان بودن از کانون اصلاح و تربيت آزاد ميشود اما نميتواند ردي از مادرش که خود را از او مخفي ميکند، بيابد.
ماجرای فیلم دربارهٔ چهار کودک و نوجوان هفت تا یازده سالهٔ تکواندوکار، که پدرانشان، کارگران یک کارخانهٔ تولید لوازم التحریرِ در شُرُفِ تعطیلی هستند، برای جلوگیری از بیکاری پدرانشان و گیر انداختن قاچاقچیانِ این کالا، که در واقع عاملینِ اصلی این تعطیلی هستند، به تعقیبِ آنها میپردازند.