مهمانخانه ای در برف 1386
ماجرای مجموعه «بی همگان» درمورد دختر و پسری است که تصمیم گرفتهاند با هم ازدواج کنند، اما مشکلات و مسائلی مختلفی سر راهشان قرار دارد.
این فیلم روایتگر خانوادهای است که پدر خانواده در اثر تصادف به زندان افتاده است. او توان پرداخت دیه را ندارد و خانواده به دنبال تهیه پول هستند.
احمدزاده صاحب یک کارخانه است که در اثر یک بیماری راهی بیمارستان میشود؛ اما پزشکان برای معالجه او راه به جایی نمیبرند. سرانجام احمدزاده در پی خواب که دیده است به قطعه زمینی در کریم آباد علیا رفته و پس از چلهنشینی در آنجا بهبود مییابد. پس از این ماجرا، او در آن مکان ساختمانی به نام قطعه بهشت را بنا میکند تا مردم برای درمان به آنجا بیایند و . . .
شهاب وکیل دادگستری در آستانه ازدواج با رهاست. پدر رها (بهروز) در پی بروز مشکلی اساسی و جعل امضای مسعود (پدر شهاب) دوست و شریک تجاری خود ، بشدت با هم اختلاف پیدا کرده اند و این اختلاف ازدواج شهاب و رها را تحت الشعاع قرار می دهد .
داستان این سریال مهرماه ۱۳۲۰ است. چند روزی که رضاشاه توسط حکومت انگلیس برای همیشه به بیرون از ایران تبعید شد و هرج و مرج بر همه جا حاکم شده و شهر در قبضه نیروهای نظامی خارجی قرار گرفتهاست. استاد ابراهیم خان مرد متمول و صاحب منصبی است که قصد دارد طوبی را به عقد خود درآورد. یوسف که جوان جاهل و لاابالی است.
فضای هرج و مرج شهر را مناسب اعمال خلاف خود مییابد. روزی او با پیرمردی آشنا میشود که همراه دختری به نام طوبی به تهران آمده تا نزد ابراهیم خان برود. در طول راه به خاطر شیوع بیماری تیفوس و قحطی، پیرمرد در بستر مرگ میافتد اما قبل از مرگ بخاطر رشادت جوانی به نام یوسف (سروش صحت) در رفع مزاحمت گروهی از اراذل و اوباش، طوبی را به او میسپارد تا به تهران بیاورد و اتفاقات بعدی داستان را به سمت و سویی دیگر میبرد.
داستان این فیلم درباره فرهاد از عکاسان زمان جنگ است که بعد از جنگ به فعالیت های اقتصادی روی آورده و با انجام زد و بندها و ورود به برخی فعالیت های نامشروع اقتصادی برای خودش ثروتی دست و پا می کند، اما در آخرین پروژه اقتصادی اش با سرمایه خود و مردم قطعاتی زمین در کربلا تهیه می کند و...
داستان فيلم «زندگي برگ برگ» از زماني آغاز ميشود كه اعضاي خانواده اي در مراسم سالگرد فوت يكي از عزيزانشان دور هم جمع مي شوند. آنچه مانده حسرت سالهايي است كه از دست رفته ، آنها زندگي كردند، در حالي كه حقيقت بر آنها مكشوف بود.