کلبه 1387
داستان چهار دانشجو است كه براي انجام تحقيقات راهي غسالخانه اي در جنگل مي شوند. اما در آغاز تحقيقات شب هنگام اتفاقاتي مي افتد كه گويي نبايد به اين سفر مي آمدند.
داستان چهار دانشجو است كه براي انجام تحقيقات راهي غسالخانه اي در جنگل مي شوند. اما در آغاز تحقيقات شب هنگام اتفاقاتي مي افتد كه گويي نبايد به اين سفر مي آمدند.
قرار است تيم ملي فوتبال ايران براي انجام بازي هاي آسيايي به خارج از كشور اعزام شود، اما يكي از بازيكنان اصلي تيم به نام مصطفي موسوي اطلاع مي يابد كه برادرش، مرتضي، در جبهه مفقود شده است. او از همراهي با تيم خودداري مي كند و براي يافتن مرتضي عازم جبهه مي شود. مصطفي با كمك هاشم، همرزم برادرش، به محلي كه آخرين بار مرتضي ديده شده است مي رود، اما پس از در گرفتن ماجراهايي هاشم كشته و مصطفي مجروح و به پشت جبهه منتقل مي شود.
عيسي براي يافتن راه نجات آيدا، سفري را در قصهاي پر ماجرا آغاز ميكند
سرو زیر آب داستانی پیرامون شهدای مفقود الاثر و سرگردانی خانواده های آنها در پی خبر و نشانی از آنهاست؛ "ستاد معراج شهدا" گروهی بودند که جنازه های شهدا را کشف و تشخیص هویت میکردند و پیکرهای کاملاً سوخته، بی پلاک که حتی نمیشد از آنها انگشت نگاری کرد به پایگاه آورده میشدند و این گروه وظیفه داشتند تا به هر طریقی که شده هویت اجساد شهدا را شناسایی کنند و پس از بررسی های دقیق و قطعی به خانواده هایشان خبر و تحویل دهند و ...