برچسب نیره فراهانی

کتاب قانون 1387

مهندس رحمان توانا، كارمند عاليرتبه ي دولتي، در مأموريتي خارج از كشور، به يك دختر زيباي مسيحي دل مي بندد. پس از ماجراهايي، سرانجام دختر به دين اسلام مشرف مي شود و به همراه رحمان به ايران باز مي گردد. اما بازگشتش آغازگر ماجراهايي تازه است. از آنجا كه او به اختيار خود و با آگاهي كامل به اسلام گرويده، چالش جدي ميان او و كساني كه از طريق شناسنامه مسلمان هستند در مي گيرد. اختلافاتي ميان او و رحمان، خانواده رحمان، همكاران او و همه ي كساني كه مناسبات و احكام شرع را در رفتار و گفتارشان رعايت نمي كند. بتدريج ادامه ي اين اختلافات، گسترده تر مي شود تا جايي كه نومسلمان قصه ي ما، تصميم به ترك ايران و گسستن از همسرش مي گيرد. اما وقوع يك فاجعه ملي (زلزله بم) شناخت تازه اي از يك ملت به او مي دهد. كساني كه با همه ي ضعفهاي كوچك و ناچيزشان، در وقت خطر، حماسه آفرين مي شوند و معناي تازه اي از اتحاد و انسجام را به نمايش مي گذارند.

تحفه ها 1366

حشمت كه در شيراز به حرفه حمالي اشتغال دارد اندك اندك سرمايه اي گرد مي آورد. ابتدا صاحب يك دكه و بعد مغازه و بالاخره حجره قند فروشي مي شود. جنگ جهاني اول در مي گيرد، حشمت كيسه هاي قندش را احتكار مي كند و پس از مدتي به چندين برابر قيمت به قشون (S.P.R) مي فروشد و با پولي كه از اين راه نصيبش مي شود به تهران مي آيد و تصميم مي گيرد كه مثل پولدارها زندگي كند و لي چون اصل و نسب درستي ندارد و از فرهنگ ويژه پولداران نيز بي بهره است. ببازي گرفته نمي شود. حشمت مي كوشد با استفاده از ثروتي كه بهم زده است، به اين آرزو جامه عمل بپوشاند و براي خودش كسي بشود. پس از صرف پول فراوان و نيروي بسيار، وقتي درمي يابد كه بزودي به همه خواسته هايش دست خواهد يافت تحمل اين همه شادي و خوشبختي را نمي آورد و از ذوق سكته مي كند.

تقاطع 1384

دكتر مينو رحماني متخصص زنان و زايمان، شوهرش مرده است و در حالي كه قصد دارد با داريوش ازدواج كند، نگران تنها فرزندش امير است. از سوي ديگر امير بيشتر اوقات خود را با پدرام كه يكي از دوستان هم دوره دانشگاهي اش است مي گذراند. در يكي از روزها، پدرام كه فرد مرفهي است به اتفاق امير براي خوشگذراني و شب نشيني از خانه خارج مي شوند، اما در مسير به دليل سرعت غيرمجاز پدرام، اتومبيل ديگري دچار حادثه شده و منجر به مرگ دو نفر به نام بهناز و مهسا مي شود. در تقاطع، حول و حوش دكتر مينو رحماني، امير، بهناز و مهسا آدم هاي ديگري حضور دارند كه به نوعي با تقاطعي بزرگ در زندگي رو به رو شده اند و تقاطع حوادث، زندگي آدم هاي بسياري را تغيير مي دهد.

صحنه جرم ورود ممنوع! 1384

« حامد » بعد از اعلام تصمیمش مبنی بر ازدواج با « آیدا » در شب تولد وی و اهداء تمام سهمش به آیدا از برجی که با آیدا ، نگین ، پیمان و نادر شریک است ، به قتل می رسد . سرگرد پارسا مامور رسیدگی به این جنایت می شود …

نیلوفر 1387

داستان يك دختر بچه عراقي است كه در سر روياي درس خواندن و پزشك شدن را مي پروراند. روابط او با افراد خانواده اش به خصوص عموي چوپانش بستر اتفاقات تازه اي مي شود.

به خاطر پونه 1391

مجید (فرهاد اصلانی) یک مرد میانسال از خانواده‌ای متوسط است که اهل شهرستان بوده و در کل سنتی رفتار می‌کند. وی اعتیاد دارد و علاوه بر آن، به همسرش پونه (هانیه توسلی) شک دارد. پونه، برخلاف مجید، از خانواده‌ای سنتی نیست و تقابل این دو فرهنگ مختلف تمام چیزی است که در به‌خاطر پونه شاهدش هستیم.

عبور از غبار 1368

معلمي با همسر و فرزندش در يكي از روستاهاي حومه ي تهران زندگي مي كند. او به سختي موفق مي شود خانه اي در بلندي تپه اي بسازد اما به زودي متوجه مي شود كه همسرش از بيماري كليه رنج مي برد و درشرف مرگ است. تمام اقدامات او، به دليل وضع نامساعد مالي،‌ براي همسر بيمارش بي نتيجه مي ماند تا اين كه مادر يكي از شاگردانش كه به نظر مي رسد دانش آموز بي انضباطي است بدون اطلاع معلم به بيمارستان مي رود و يكي از كليه هايش را به همسر معلم اهدا مي كند.

هیچ 1388

مردی که به خاطر پرخوری زیاد همه اطرافیان خود را ناراضی کرده، به بهانه ازدواج، با مادر خانواده وارد یک خانواده شلوغ و بی پول جنوب شهری میشود به این امید که با درآمد مستمری که دارد دردی از آنها دوا کند غافل از اینکه…