کتابفروشی هدهد 1385
سریال کتابفروشی هدهد داستان کیوان کتابچی است که بسیار به کتاب علاقه دارد اما بعد از فوت پدر به علت نیاز خانواده خواهر ، کتابفروشی پدر فروخته شده و ارثیه تقسیم میشود. اما کیوان در ادامه دادن شغل پدر مصمم است.
سریال کتابفروشی هدهد داستان کیوان کتابچی است که بسیار به کتاب علاقه دارد اما بعد از فوت پدر به علت نیاز خانواده خواهر ، کتابفروشی پدر فروخته شده و ارثیه تقسیم میشود. اما کیوان در ادامه دادن شغل پدر مصمم است.
مجموعهٔ آسمان من روایت پروازی آرام است که البته برای رسیدن به این هدف، افراد زیادی تلاش می کنند تا یک پرواز آرام و آسوده به مقصد برسد به عبارتی این سریال، داستان زندگی اشخاصی بیادعاست که سفری خوش را برای مسافران هواپیما آرزو میکنند.
در پی درگذشت خواهر دوقلوی، امیرحسین دانشور فارغ التحصیل رشته مهندسی نفت که در حال گذراندن خدمت وظیفه است،او به تهران فرا خوانده می شود. پدر او مهندس دانشور از مهندسان قدیمی شرکت ملی نفت که در اثر حادثه خودکشی دخترش سکته کرده و بستری شده است. امیرحسین پس از اتمام مراسم درست در شبی به تبریز برمی گردد که همان روز مردم تبریز طی اقدامی اعتراضی دفتر حزب رستاخیز را به اتش کشیده اند و ...
داستان این سریال دربارهٔ زوجی به نام اکبر عالیمقام (با بازی پرویز پرستویی) و مینو خیرخواه (با بازی فاطمه معتمدآریا) است که دارای چهار فرزند و صاحب رستوران بزرگی در تهران هستند. مصاحبه مینو در تلویزیون موجب اختلاف این دو نفر میشود و تصمیم به جدایی از هم میگیرند؛ که این موضوع سرآغاز اتفاقات گوناگون میشود ...
اين فيلم نگاهي به اوايل جنگ و اعزام نيروهاي جوان به جبهه دارد. ننه گيلانه به همراه پسر و دختر جوانش در كوران جنگ و در بمباران هاي تهران زندگي دشواري را مي گذرانند.
ايليا نوجواني كه علاقمند به فراگيري هنر نقاشي است از شهر خود به تهران مي آيد تا در هنرستان نقاشي مشغول به تحصيل شود. او ضمن مواجهه با پيچيدگي ها و سختي هاي زندگي در تهران و همين طور شرايطي كه نقاشان دارند، پي مي برد كه براي موفقيت در اين كار بايد تجربه هاي زيادي كسب كند و شناخت عميق تري از جامعه داشته باشد.
مردي كه در خانه اي بزرگ و قديمي همراه مادر ناتوان خود زندگي مي كند، به بازيگر جوان يك گروه تئاتر علاقه مند شده و از او تقاضاي ازدواج مي كند. دختر موافقت خود را اعلام كرده و ازدواج سر مي گيرد. مرد از همان ابتدا به طور غيرمستقيم ارتباط دختر با دوستان و كار سابقش را قطع مي كند، اما از آن جا كه سخت به او علاقه نشان مي دهد دختر به اين امر اهميت زيادي نمي دهد. رفته رفته زن متوجه اوضاعي غيرعادي در خانه مي شود و طي حوادث بعدي زن درمي يابد كه مرد شخصيتي دوگانه دارد. او هنگامي كه در خارج تحصيل مي كرده مانكني كنترل شونده كه شباهت زيادي به يك زن داشت را خريده و به ايران مي آورد و كسي كه هر شب با او به صحبت مي نشيند همان مانكن است. يك روز زن خود را به شكل مانكن درمي آورد و مرد در انباري، دو موجود با حركاتي شبيه به هم مي بيند. در شرايطي بحراني مرد بر سر مانكن مي كوبد و آن را نابود مي كند. در انتها مرد و همسرش به همراه مادر پير به محل تازه اي نقل مكان مي كنند.
یک مزاحم تلفنی با خبری دروغ سبب می شود تا «اعظم» که نگران سلامت پسرش «رضا»(دانشجوی رشته پزشکی در شمال کشور) است راهی جاده شمال شود. ساعتی بعد «رضا» به خانه اش میرسد و وقتی متوجه امر میگردد با موتور به جستجوی مادرش میرود. «اعظم» در پاسگاه پلیس راه وقتی مطمئن می شود تصادفی گزارش نشده، خوشحال به منزل باز میگردد و در منزل به انتظار دیدار پسرش بیدار می ماند. ساعاتی بعد افسر پلیس خبر تأسف آور تصادف پسرش را اطلاع میدهد. رضا در بیمارستان بستری می شود و «اعظم» در جستجوی شناسایی مزاحم تلفنی بر آمده و از خود بیخود او را با ماشین زیر میگیرد. جوان مزاحم تلفنی که شدیداً مجروح شده، (اعظم) را متوجه می کند که فرد دیگری گناهکار اصلی است.