برچسب نواب صفوی
حاضر بودم در نقش نواب گلوله بخورم
من مورخ نیستم، اما آنچه از شهید نوابصفوی در این سریال نشان داده شد، کاملاً مستند و منطبق با اسناد و مدارک تاریخی بود. من حتی پرونده موجود از شهید در کلانتری را خواندم
خاطرات خواندنی رهبر معظم انقلاب از شهید نواب صفوی
پس از ترور نافرجام حسین علا، نخست وزیر وقت، نواب صفوی و یارانش دستگیر و در دادگاه رژیم پهلوی به اعدام محکوم و در 27 دی ماه تیرباران شدند و به شهادت رسیدند.
روایتی از شکنجه شهید نواب صفوی در زندان پهلوی
سید محمود محتشمیپور در بخش دیگری از خاطرات خود درباره نحوه آشناییاش با امام خمینی میگوید: روز اولی که اعلامیه انجمنهای ایالتی و ولایتی را مطالعه کردم، یکی از برادرانی که با هم همرزم بودیم در بازار آقای حاج ابوالفضل توکلیبینا بود که فردای همان شبی که در مسجد این اعلامیه را دیدم به ایشان گفتم شما آیتالله خمینی را میشناسید؟ حاج ابوالفضل توکلی گفت: بله. گفتم حاج ابوالفضل! من گمشده خودم را بعد از شهید نواب صفوی پیدا کردم.
مانند سید جمالالدین اسدآبادی همیشه در غربت و تبعید بود
آیتالله مدنی به هر شهری که میرفتند یا تبعیدگاهی که فرستاده میشدند، مبارزه را آغاز میکردند و در نتیجه مجدداً توسط ساواک یا شهربانی منطقه دستگیر و به منطقه دیگری تبعید میشدند که از آن جمله تبعید به شهرهای: خرمآباد، همدان، گنبد کاووس، نورآباد ممسنی، بندر کنگان و سرانجام سقز و مهاباد است
اجرای اراده ملت
شهید سید مجتبی نواب صفوی رهبر فدائیان اسلام بر این عقیده است که «هیئت حاکمه محارب با اسلام و عامل خارجی هستند و، چون سر نیزه و قدرت دارند، محارب با قرآنند و عمل دفاع بر هر مسلمانی واجب است» ... از مجموعه فتاوا و استدلالات فقها نیز چنین میتوان نتیجه گرفت که اعدام انقلابی به عنوان آخرین راهحل اصلاح سیاسی مورد توجه دین و علمای دینی بوده است
تیری که به هدف ننشست!
حسین علاء در میان محافظین خود برای شرکت در مراسم ختم سید مصطفی کاشانی وارد مسجد شد. ذوالقدر خود را از میان جمعیت به او رساند و تیری را به سمتش شلیک کرد. این تیر فقط جراحت سطحی به سر علاء وارد کرد. پس از آن تیر دوم در لوله اسلحه گیر کرد و مأموران ذوالقدر را دستگیر کردند. علاء که از این سوءقصد جان سالم به در برده بود، فردای آن روز برای امضای پیمان نظامی بغداد به عراق رفت
شاه و مصدق در زندانی کردن فدائیان اسلام توافق داشتند
شهید سید عبدالحسین واحدی خیلی پرهیجان و پرسوز و گداز بود. موقعی که فدائیان اسلام زیاد فعالیت داشتند، مدام با نشریات مصاحبه میکرد و حرفهای تندی میزد. خیلی بیباک، شجاع و دلاور بود. یک بار هم خبرنگاران را جمع و در مجلس سخنرانی کرد. قدرت روحی زیادی داشت و در غیاب مرحوم نواب، تشکیلات را اداره میکرد
