برچسب نهال چیذری

بوتاکس 1399

دو خواهر به نام‌های اکرم و آذر به همه می‌گویند برادرشان به‌صورت قاچاق به آلمان رفته و از او خبری ندارند. به مرور این دروغ در ذهن اکرم به یک واقعیت تبدیل می‌شود تا حدی که روزها را در انتظار برگشتن برادرش از آلمان سپری می‌کند.

بی حسی موضعی 1398

داستان فیلم بی حسی موضعی از شب تا صبح اتفاق می افتد. «جلال »، دانشجوی انصرافی رشته فلسفه، متوجه می شود خواهرش که به اختلال روانی دوقطبی مبتلاست، با مردی ثروتمند به نام «شاهرخ» ازدواج کرده که به شرط بندی بازی فوتبال اعتیاد دارد. جلال با عصبانیت از خانه بیرون می زند تا به خانه دوستش، «بهمن» که یک آهنگ ساز زیرزمینی است، برود. در مسیر جلال با یک راننده تاکسی به نام «ناصر» آشنا می شود و این دو شب عجیبی را در کنار هم سپری می کنند.

چهارشنبه 1394

در مراسم عروسي يک اتفاق ناگهاني باعث کشته شدن پدر خانواده مي شود. يکي از اعضاي خانواده مقتول به دنبال اين است که بر هر شکل قصاص انجام شود و بخش ديگري از اعضاي خانواده در برابر اين خواسته مقاومت مي کنند. کشمکش ميان اين دو گروه باعث شکل گيري شرايطي مي شود که همه را درگير مي کند.

هیهات 1394

این فیلم چهار اپیزودی با درون‌مایه‌ای مذهبی و اعتقادی، سعی در نمایش چهار گوشه از ارتباط مردمان معاصر با فرهنگ و منش عاشورایی دارد.

مادری 1395

داستان «مادری» دربارهٔ زندگی دو خواهر است که به تنهایی در شهر یزد با یکدیگر زندگی می‌کنند؛ با این تفاوت که یکی عشق خود را رها کرده و دیگر عشقش او را رها کرده‌است. آن‌ها یک تنه روبروی مشکلات و مسائلی که سر راه دارند، ایستادگی می‌کنند و حرکتی رو به جلو دارند تا اینکه …

ویلایی ها 1395

در سال هاي جنگ، خانواده برخي رزمندگان در مجتمع هاي ويلايي در حوالي خط مقدم ساکن شده اند. عزيز براي ديدن تنها پسرش داوود همراه با دو نوه اش وارد مجتمع مي شوند. ورود عزيز، مصادف با اتفاقات جديدي براي ساکنين ويلايي ها است.

خانه پدری 1389

پدري (مهران رجبي) همراه پسر نوجوانش محتشم دختر جوانش را کشته و در خانه دفن مي کند. فيلم روايت ظلم خانواده در طول سال ها و مقاطع مختلف به دختران و زنان است که باعث خودکشي يکي از دختران، مرگ مادر خانواده و بدبختي يکي از دختران مي شود. در تمام اين سال ها همه اعضاي خانواده از محل دفن دختر در عمارت قديمي مطلع هستند اما سکوت مي کنند. در نهايت پس از گذشت بيش از 50 سال از ماجرا استخوان هاي دختر در حالي که عمارت در آستانه فروپاشي است، پيدا مي‌شود.