برچسب نقد فیلم

تعلیق‌های قربانی‌شده

نخستین ساخته سینمایی «کوروش آهاری»فیلم گرم و مخاطب‌پسندی است؛ اما در لایه‌های روایی خود، کلیشه‌هایی دارد که اجازه نمی‌دهد اثر را به عنوان یک فیلم اولی خلاق و تأثیرگذار بپذیریم. «آن شب» یک تریلر روان‌شناختی است که طی آن سعی شده تا زن و شوهری، بر اثر اتفاق‌هایی، رازهای مرتبط با یکدیگر را بر زبان بیاورند. این بهانه، به کیفیت رخدادهای داستانی اعتبار خوبی می‌بخشد اما متأسفانه این اعتبار با مهندسی اشتباه پایان‌بندی که بحث «خواب» را مطرح می‌کند، رنگ می‌بازد. اینکه در تمام لحظات دلهره‌آور فیلم، دوربین دارد از زاویه کسی روایت می‌شود که خواب بوده و عملا نمی‌توانسته این‌چنین مشرف به زوایا، آدم‌ها و نقاط مختلف هتل باشد، خود یک اشتباه محاسباتی است که وزن مهندسی اثر را پایین می‌آورد.

از گارسون تا تیرمست

جلسه نقد و بررسی فیلم‌های کوتاه اکران‌شده در روز دوم پاتوق فیلم کوتاه اصفهان به همت پاتوق فیلم کوتاه اصفهان و انجمن سینمای جوانان استان اصفهان و با حضور سیاوش گلشیری و عطیه سلطانی، کارشناسان سینما برگزار شده و ازطریق صفحه اینستاگرام پاتوق فیلم کوتاه به صورت زنده برای مخاطبان پخش شد. سیاوش گلشیری، کارشناس سینما گفت: این فیلم‌ها در دوره‌هـــــای مختلفی ساخته شده است. به اعتقاد من این فیلم‌ها چند ایراد کلی داشتند. از منظر آسیب‌شناسی باید بگویم ظرفی که بیشتر فیلم‌ها باید در آن ساخته می‌شد گنجایش دیده‌شدن نداشت. در بعضی از آثار ساختار فیلم متناسب نبود و هیچ‌کدام از قسمت‌ها در خدمت یکدیگر نیستند.

فستیوال لباس

گفته می‌شود «کروئلا» اسپین‌آفی از انیمیشن «۱۰۱ سگ خالدار» کمپانی دیزنی است، اما باید قبل از هر چیز یادآور شد که لایو اکشن مورد بحث هیچ ارتباطی با آن فیلم ندارد. کروئلای انیمیشن «۱۰۱ سگ خالدار» زنی میانسال و بدجنس است که با پوست سگ‌های خالدار برای خود لباس می‌دوزد در حالی که استلای فیلم «کروئلا» دختری است که در کودکی مادرش را از دست داده و حالا برای رهایی از زندگی محقرانه و پوچ خود تلاش می‌کند تا به واسطه نبوغ و تلاش خود در صنعت مد پیشرفت کند و بدین طریق برای خود و دو دوست دیگرش جاسپر و هوراس زندگی بهتری فراهم سازد.

محبوبیت ازدست‌رفته

زخم کاری» تا اینجا پرتماشاگرترین سریال شبکه نمایش خانگی در سال 1400 است. سریالی که تلاش کرده تا به لایه‌های کمتر پرداخته‌شده سریال‌سازی در ایران ورود کرده و ذهن مخاطب ایرانی دوستدار درام‌های مافیایی رازآلود را مشوش کند. گرچه یکی از امتیازهای سریال نیز تجمیع این مؤلفه‌ها در یکدیگر است. یعنی سریالی که هم تم خانوادگی و زناشویی قدرتمندی دارد، هم نکته‌هایی برای مخاطبان آثار مافیایی و دوستداران آل‌کاپون‌بازی داشته باشد، هم رگه‌هایی از عشق و خیانت در خود ببیند و هم نقدی بر جامعه روز کشور باشد.

فرهادی همچنان خود را تکرار می‌کند

قطعیت‌گریزی یکی از مؤلفه‌های مهم سینمای فرهادی است. در همه آثار او اشارات چندوجهی یا به‌اصطلاح دو پهلوبودن قضایا به چشم می‌خورد. خطوط روایات در فیلم‌نامه به‌صورت نامرئی پیش می‌رود و مخاطب اساسا در محق‌بودن هرکدام از شخصیت‌های داستان سرگردان است. گردش موقعیت‌های داستان یا به عبارتی گوناگونی و اختلافات کاراکترها در سایه موضوعی واحد در متن پیش می‌رود، فرهادی یک ایده مشخص را توسط پرداخت مختلف در فیلم‌های خود به‌کار می‌گیرد.

یک اتفاق ساده فاجعه‌بار

در اولین مواجهه با نمایش « یک اتفاق ساده در یک زندگی بی‌نهایت معمولی »، تجربه‌ای متفاوت برای مخاطب تئاتر رقم می‌خورد. چراکه با پیش روی پرده‌های نمایش آن‌چنان‌که  داستان جلو می‌رود، تعلیق به اوج خود می‌رسد و زمان گره‌گشایی فرامی‌رسد، تماشاگر نیز از جایگاه خود خارج‌شده و در جایگاه هیئت منصفه می‌نشیند. درواقع تماشاگر، در هجوم نفس‌گیر دیالوگ‌های پرده اول، از واقعه برهم زننده نظم اولیه درام آگاه می‌شود و همچون قهرمان بی‌پناه تراژدی، در مسیر تغییر قرار می‌گیرد تا به وضعیت ثانویه دست یابد. این ترفندی است که گروه نمایشی زاوش، با چیدمان جایگاه تماشاگران در دو سوی صحنه به کار می‌بندد تا بیشترین اصطکاک میان حس مخاطب و رویداد تئاتر رخ دهد.

تجربه زیسته و نقد فیلم: حق سخن گفتن یا معیار داوری؟

اما درباره«بی‌داد» می‌توان پرسید: آیا فیلم مشکلات متعدد زنان خواننده را در یک شخصیت جمع کرده و در نتیجه، شخصیت اصلی را به نماینده همه زنان خواننده تبدیل کرده است؟ آیا بعضی موقعیت‌های داستانی بیش از آنکه از منطق شخصیت‌ها بیرون آمده باشند، برای افزودن مسئله‌ای اجتماعی به روایت ساخته شده‌اند؟ آیا رابطه مادر و بازجو از نظر روان‌شناختی و دراماتیک به اندازه کافی زمینه‌سازی شده است؟ و آیا برخی دیالوگ‌ها به جای آنکه از شخصیت‌ها بیرون بیایند، به صدای مستقیم فیلمساز تبدیل شده‌اند؟