پدر (نمایش) 1398
این فیلم داستان دو خانواده را روايت ميكند . پسر بچهاي 10 ساله از يك خانواده تصوري براي خود دارد كه در خانهي خانوادهاي ديگر گنجي را پيدا كند؛ بنابراين براي پيدا كردن گنج به آن خانه ميرود و نقشههايي را دنبال ميكند كه هر كدام به نشانههايي از هفتسين عيد مربوط ميشود.
داستان این مجموعه با آگاه شدن یک خانم وکیل به نام خورشید از وقایع زندگی آینده افراد از طریق آینهای موروثی که دارای خصلتی عجیب است، آغاز میشود و هربار او را وارد درگیریهای زندگی اشخاصی میکند که از فقدان عشق رنج میبرند.
این فیلم در خصوص یک شخصیت علمی ایرانی (علی نصیریان) که تحصیلات خود را در خارج از کشور گذرانده است. و با زنی که اهل شمال بوده ازدواج کرده و صاحب فرزندی می شود که فلج است او پس از این مسئله از همسرش جدا می شود و چنین وانمود می کند که به دلیل همراهی نکردن همسرش با او در سفر خارجه او را طلاق داده است. در ادامه این مرد یک دختر و پسر را به فرزندی قبول می کند که در واقع داستان از زبان این دختر نقل می گردد..
در سحرگاه یک روز سرد، مراسم اعدام «سیاوش کیانی» برگزار میشود. طناب دار به گردن قاتل آویخته میشود، حکم قضایی توسط قاضی کشیک خوانده میشود. آخرین تقاضا برای عفو، از سوی خانواده مقتول صورت میگیرد اما خانواده مقتول تقاضا را رد میکنند و حد را اجرا میکنند اما طناب دار پاره میشود...
احمد كه مهندس كشاورزي است با وانتي كه از پدرش به ارث رسيده مشغول كار است. روزي يك جوان روستايي را سوار كرده و جوان با دروغ و كلك ماشين احمد را ميدزدد. جوان روستايي كه نعمت نام دارد ماشين را به ده برده و به پدر نامزدش نشان ميدهد و به او ميگويد كه شغل بسيار خوبي در شهر يافته و حتي توانسته با پول آن وانت بخرد. پدرزنش با ازدواج آنها موافقت ميكند و جشن ازدواج به انتهاي ماه محرم و صفر موكول ميشود
یک قرعهکشی فامیلی و محلی در خانهٔ نصرت بالایی و همسرش نصرت، میان چند خانواده تهرانی که همگی در یک محله زندگی میکنند، انجام میشود. این درحالی است که با نزدیک شدن به ایام نوروز آنها به مشکلات اقتصادی برخوردهاند…