عکس های جدید نسرین مقانلو
رامین نادری (سروش گودرزی) برای درس خواندن به هندوستان میرود. او که قرار است با دختر دایی خود پروانه (الهام حمیدی) ازدواج کند، با دختری هندی به نام سیتا (شیلا خداداد) آشنا میشود و او را برای ازدواج به ایران میآورد، اما ورود سیتا به ایران مشکلاتی را به وجود میآورد…
حامد، پسر كوچك حاج نصرت، ربوده مي شود. ربايندگان تقاضاي مبلغ هنگفتي پول مي كنند. بحران خانواده ي حاج نصرت را فرا مي گيرد. مجيد، پسر بزرگ حاج نصرت، كه از همسرش جدا شده و با پسرش در خانه ي پدر زندگي مي كند، پدر را مسبب جدايي او از همسرش مي داند و علاقه ي خود را به همسر سابقش نشان مي دهد. حاج نصرت كه به همسر سابق مجيد بدگمان است پاي او را به پاسگاه مي كشاند. مجيد از زن عذرخواهي مي كند. به تدريج روشن مي شود كه مجيد در ربودن برادر ناتني اش نقش دارد. او موضوع را به پدر مي گويد و پس از تحويل دادن پسرش به همسر سابق خود براي نجات حامد دست به كار مي شود. همكاران مجيد محل اختفاي حامد را تغيير داده اند اما او پس از درگيري حامد را نجات مي دهد.

پزشك جواني كه در آستانه ورود به عرصه كار حرفه اي خويش است، عاشق دختر جواني شده است كه سر و وضع و تحصيلات خوبي دارد و علائقش نيز با دكتر اميد سازگار است. او دختري سر راهي است كه با امكانات پرورشگاه تحصيل و رشد كرده است و از گفتن حقيقت به همسر آينده اش مي ترسد. سرنوشت يكي از دوستانش كه پس از اطلاع از وضعيتش رهايش كرده اند و او دچار افسردگي شديد شده، او را بيشتر مي ترساند. يكي از مديران پرورشگاه كه از بانوان نيكوكار فعال است او را به رودررويي شجاعانه با موضوع تشويق مي كند و مي گويد همراهش خواهد آمد. اما او كسي نيست جز مادر همان دكتر اميد كه وقتي بالاخره از جريان باخبر مي شود، به شدت با پسرش مخالفت مي كند و بي خانواده بودن دختر مورد علاقه پسرش را به رخ او مي كشد. اميد كه از جريان سرخورده شده، به دختر پرخاش مي كند. اتومبيلشان تصادف مي كند. دختر زير باران مي گريزد و در آستانه كلبه اي از هوش مي رود. دوست او كه نگران سرنوشتش است او را مي يابد و به بيمارستان مي رساند. هر لحظه امكان مرگ دختر مي رود، اما صداي دكتر اميد او را دوباره به زندگي برمي گرداند.
قدير ظفرلو صاحب يك شركت مضاربه اي جهت تهيه ويزاي سفر براي دخترش فرشته، او را به عقد راننده خود امير درمي آورد. ملوك همسر اول قدير، امير را در جريان قرار داده و امير نيز از خروج فرشته جلوگيري مي كند. فرشته كه براي رهايي خود به منزل پدرش رفته بود با طلبكاران پدرش روبرو مي شود و به منزل امير باز مي گردد. قدير به آمريكا مي رود اما پس از چند سال به ايران بازگردانده مي شود. سرانجام او با كمك فرشته سرمايه ي خود را بين سهامداران تقسيم مي كند.
زن و شوهري در شركتي كار مي كنند كه رئيس شركت به جرم اختلاس دستگير مي شود. مرد هم كه معاونت شركت را به عهده دارد، مطمئن است وي را به رياست شركت انتخاب خواهند كرد ولي هيئت امنا همسر او را برمي گزيند. مرد كه تحمل رياست همسرش را ندارد مشكلاتي در محل كار و در نتيجه خانواده به وجود مي آورد.
شهریور مــــاه ۹۴