برچسب نسرین بابایی

مغز استخوان 1398

بهار با بازی پریناز ایزدیار پسرش (پیام بُداغی) دچار سرطان شده و دکترها همه راه‌ها رو رفتن و هیچ راهی برای درمان این بچه غیر از استفاده از بانک خون بند ناف باقی نمونده و این در حالیه که بهار از همسرش جدا شده و با همسر فعلیش حسین بُداغی با بازی بابک حمیدیان زندگی میکنه از طرفی پدر پیام با بازی جوادعزتی به جرم قتل و تجاوز تا یکماه دیگه اعدام میشه بهار نهایتاً برای به دنیا آوردن بچه جدید مجبور میشه علیرغم میل قلبی خود و همسرش از همسرش جدابشه تا بتونه با پدر پیام ازدواج کنه و …

آئینه در غبار (بغض باران) 1387

این سریال قصه‌ي زندگي بانويي گيلاني به نام رخساره است که در ايام جواني به اجبار، تن به همسري خان مي‌دهد خان که داراي همسر و دو دختر است در آرزوي داشتن پسري است که رخساره او را با تولد پسري به نام روشن به آرزويش مي رساند اما تولد فرزند انگيزه‌اي براي دسيسه چيني همسر اول با کمک برادرش کاميار مي شود که مباشر ارباب است و به ناچار شبانگاه رخساره با فرزندش از محل زندگي خود (پيربازار) مي‌گريزد و از آنجايي که زمينه‌هاي مذهبي زندگي او را از خان جدا مي‌سازد در دوران انقلاب به صف انقلابيون مي‌پيوندد و پس از آن نيز زندگي اجتماعي مؤثري را در روستا مي گذراند. مرگ خان و وصيت او مبني بر وارث بودن رخساره و روشن از مايملک او انگيزه‌اي براي جستجوي کاميار و زن و فرزندان خان است که ماجراهاي خاصي را به دنبال دارد.

عاقل محله 1389

موضوع این سریال درباره روستايي در نا كجا آباد است كه در آن اتفاقات روز مره به صورت موقعيتي طنز پديدار مي شود و در هر قسمت موضوعي خاص مطرح و در انتها گره گشايي مي شود. نگاه اين مجموعه به گونه اي است كه در موقعيت هاي طنزگونه مشكلات جامعه را مطرح و به آن پاسخ داده مي شود

رویای گنجشک ها 1391

"توکا پسربچه‎ی کوچکی است که به همراه شش پسربچه‎ی دیگر در یک مرکز بهزیستی استیجاری زندگی می‎کنند. صاحب ‎خانه‎ی این مرکز حکم تخلیه را گرفته است. خانم اشرفی و آقای کوهیار مسئولین این مرکز، نتوانستند مکانی برای بچه‎ها پیدا کنند و ناچارند بچه‎ها را به مراکز مختلف منتقل کنند. توکا از این وضع بسیار ناراحت است. شبی در میان بازی بچه‎ها دست توکا می‌شکند. او را به بیمارستان منتقل می‎کنند. توکا در بیمارستان با پیرمرد مهربانی به نام "آقاجون" با کلاهی جادویی آشنا می‌شود. توکا از آقاجون به خاطر نیروی جادویی‌اش درخواست کمک می‎کند...

سکوت رعنا 1393

فیلم «سکوت رعنا» درباره دختر بچه هفت ساله ای به نام «رعنا» است که در یکی از روستاهای شمال ایران زندگی می کند. او یک مرغ خاص به نام «کاکلی» دارد که وابستگی شدیدی به آن دارد. در یک شب بارانی، کاکلی شکار شغال شده و شوک شدیدی به رعنا وارد می شود.