تبعیض سفید یا رانت سیاه در سایه تروریسم!
مدتی پیش از اغتشاشات و فتنه اخیر بود که جنجال فعالسازی قابلیت «About This Account» در یکی از شبکه های اجتماعی ، موضوع تبعیض دسترسی به اینترنت و رانت آن برای عده ای را پر رنگ ساخت .
مدتی پیش از اغتشاشات و فتنه اخیر بود که جنجال فعالسازی قابلیت «About This Account» در یکی از شبکه های اجتماعی ، موضوع تبعیض دسترسی به اینترنت و رانت آن برای عده ای را پر رنگ ساخت .
اصفهان شهری با پیشینه تاریخی، هویت مدنی و تجربه طولانی مشارکت است. مردم این شهر ظرفیت گفتوگو، مطالبهگری و همکاری دارند، اما وقتی این ظرفیت نادیده گرفته شود، شکاف میان شهروندان و تصمیمگیران عمیقتر میشود. نمونه آن انباشت مشکلات بحران آب زایندهرود، خشک شدن تالاب گاوخونی و نگرانیهای محیطزیستی است که سالهاست پیگیری میشوند، اما راهحلهای ملموس به سرعت ایجاد نشده است. فشار اقتصادی و نابرابریهای اجتماعی، مانند افزایش هزینههای مسکن و خدمات عمومی، این نارضایتیها را تشدید کرده است.
باتوجهبه شرایط جنگی در حال حاضر به این موضوع پرداخته میشود که مدیریت اخبار در استان ما چگونه است؟! درست است که انتشار اخبار حساس بهصورت استاندارد در اختیار رسانههای اصلی مانند صداوسیما، خبرگزاری جمهوری اسلامی ایرنا، و فارس و تسنیم، است؛و این رسانهها بهصورت کلی نقش کلیدی در انتشار اخبار رسمی دارند.اماسوالی که پیش میآید در سطح استانها و به خصوص استان ما اصفهان چگونه این موضوع باتوجهبه شرایط امروز و شبکههای اجتماعی و برخطها مدیریت میشود؟
منصور شیشه فروش، مدیرکل مدیریت بحران استانداری اصفهان بارها گفته است که "مدیریت بحران بدون مستندسازی و آموزش رسانهای ممکن نیست." اما واقعیت میدانی ایران نشان میدهد که رسانهها اغلب نقش "زینتالمجالس" پیدا میکنند و دادههای ثبتشده یا مستندسازیهای انجام شده، در تصمیمگیریها و سناریوهای عملیاتی کمتر از آنچه وعده داده میشود، به کار گرفته میشوند. پرسش اصلی اینجاست؛ فرض کنیم رسانه همه دادهها را ثبت کرده و آموزشها انجام شده؛ آیا مدیران از آن در طول سال استفاده کردهاند؟ و چه میثاق یا سازوکاری برای بهرهبرداری واقعی از این دادهها وجود دارد؟
در ظاهر، هیچوقت دسترسی به خبر به اندازه امروز آسان نبوده است. تلفن همراه، شبکههای اجتماعی و رسانههای ۲۴ساعته، جهان را به صفحهای کوچک و همیشه روشن تبدیل کردهاند. اما همین وفور خبر، پارادوکس عجیبی ساخته است؛ هرچه خبر بیشتر، فهم کمتر. یکی از مهمترین دلایل این وضعیت، پدیدهای است که میتوان آن را «تله حباب جمعی در اخبار نامید.
در پی تخریب شبانه و بیمجوز در گذر تاریخی کمرزرین اصفهان،این موضوع بار دیگر به یکی از داغترین سوژههای خبری و اجتماعی تبدیل شد. بامداد جمعه ۲۰ تیر ۱۴۰۴، سه دستگاه بیلمکانیکی و بیش از ۲۰ کامیون در سکوت شب وارد محدوده گذر تاریخی کمرزرین شدند و دست به خاکبرداری زدند؛ اقدامی که بدون هیچ مجوزی از ادارهکل میراث فرهنگی انجام شد. این عملیات، نهتنها تخریب لایههای حیاتی سلجوقی و ایلخانی را به همراه داشت، بلکه حافظه تاریخی منطقه را نشانه گرفت .
در بازتاب رسانهای نهادهای رسمی، آنچه بیش از همه به چشم میآید، شکلگرایی در اطلاعرسانی است بدون آنکه محتوای واقعی و قابل پیگیری به مخاطب ارائه شود. بسیاری از متنهایی که بهنام «خبر» منتشر میشوند، در واقع بیشتر به بیانیههای تبلیغاتی شبیهاند تا گزارشهای خبری.
سخنان وزیر جهاد کشاورزی در اصفهان، بیش از آنکه پاسخی به یک استان درگیر بحران باشد، بازتابی از یک سیاستگذاری جداافتاده از زمین واقعیت بود؛ زمینی که در آن، کشاورز با خاک ترکخورده، رودخانهای خاموش و سفرههای زیرزمینی تهی دستبهگریبان است.وزیر از کاهش واردات گندم و گوشت گفت، از توسعه کشاورزی دانشبنیان و از تبدیل ایران به قطب تولید غذا در منطقه. اما هیچکدام از این شعارها، به پرسش اصلی پاسخ نداد: در غیاب آب، این اهداف بر کدام زمین واقع خواهند شد؟