برچسب مینا جعفرزاده

ته تغاری 1388

قدرت با عروسی امیرحسین ودختر ته تغاری اش پری قبل از ازدواج دختر بزرگش زری مخالفت میکند و امیر حسین تصمیم میگرد تا از میان دوستانش برای زری شوهری انتخاب کند تا خودش …

نسخه خطی 1381

اين فيلم با محور قرار دادن مسئله ميراث فرهنگي ، از شخصيت حكيم ابوالقاسم فردوسي تجليل و بر ضرورت حفظ ارزش هاي ملي تاريخي ايران تاكيد مي كند.

جایزه 1390

این فیلم داستان پسری به نام امیرعلی را به تصویر می‌کشد که در مسابقات انشاء نویسی یکی از شبکه‌های سیما برنده شده و باید برای دریافت جایزه‌اش عازم تهران شود، او همراه مادربزرگش که به تازگی به خانه آنها آمده راهی تهران شده و در این مسیر با ماجراهای جدیدی روبرو می‌شود...

زنگ آخر 1400

فیلم «زنگ آخر» روایتگر قصه پسر بچه‌ای است که در کودکی از مادربزرگ خود خاطرات شیرین و خوبی دارد اما پس از مدتی بی‌خبری از مادربزرگ سعی دارد به کمک دوستش او را پیدا کند.

تکم چی 1388

داستان این فیلم درباره دختری به نام آلما است که در پی قبول شدنش در دانشگاه از روستایشان به تهران می‌آید. پدرش، عاشیق سلیم که نگران اوست وقتی با بزرگی تهران مواجه می‌شود نگران‌تر از قبل به دنبال راهکاری می‌گردد. او تصمیم می‌گیرد در تهران بماند و در قهوه خانه سنتی دوستش...

ایستاده در آغاز 1393

داستان این فیلم مربوط می شود به یک از مکتب خانه های روستای آقبلاق آقداق و مرد روستایی که برای یادگیری قرآن تلاش زیادی را متحمل می شود و ....

اختاپوس 1388

فرهاد عاشق آرزو است و جلال پدر فرهاد مخالف ازدواج آنهاست . فرهاد بعد از مشاجره با پدر خود سوار ماشین می شود تا به نزد آرزو برود اما در راه با پیرمردی تصادف می کند...

رسم عاشقی 1383

داستان این سریال مهرماه ۱۳۲۰ است. چند روزی که رضاشاه توسط حکومت انگلیس برای همیشه به بیرون از ایران تبعید شد و هرج و مرج بر همه جا حاکم شده و شهر در قبضه نیروهای نظامی خارجی قرار گرفته‌است. استاد ابراهیم خان مرد متمول و صاحب منصبی است که قصد دارد طوبی را به عقد خود درآورد. یوسف که جوان جاهل و لاابالی است.

فضای هرج و مرج شهر را مناسب اعمال خلاف خود می‌یابد. روزی او با پیرمردی آشنا می‌شود که همراه دختری به نام طوبی به تهران آمده تا نزد ابراهیم خان برود. در طول راه به خاطر شیوع بیماری تیفوس و قحطی، پیرمرد در بستر مرگ می‌افتد اما قبل از مرگ بخاطر رشادت جوانی به نام یوسف (سروش صحت) در رفع مزاحمت گروهی از اراذل و اوباش، طوبی را به او می‌سپارد تا به تهران بیاورد و اتفاقات بعدی داستان را به سمت و سویی دیگر می‌برد.