دیو و ماه پیشونی 2 1403
عابس که راننده پیک موتوری است، طی اتفاقی به دنبال ماشین یک بلاگر معروف میافتد. بلاگر فکر میکند، عابس خفتگیر است و این در حالی است که گوشیاش روی لایو است و همه چیز به سرعت وایرال میشود…
فیلم پرویز خان داستانی فوتبالی-تاریخی دارد؛ پس از پیروزی انقلاب و در دهه ۶۰، نام پرویز خان دهداری با سرمربیگری تیم ملی فوتبال دوباره بر سر زبانها افتاد. سالهایی که دهداری تیم ملی را برای حضور در بازیهای آسیایی۱۹۸۶ سئول آماده کرد. داستان اختلاف با ستارههای نامدار تیم ملی هم از اینجا شروع شد. وقتی تیم ملی از سئول باز میگشت نامهای توسط ۱۴ بازیکن امضا شده بود که پس از رسیدن به فرودگاه مهرآباد، به بمب خبری تبدیل شد. استعفای ۱۴ بازیکن از حضور در تیم ملی جنجالیترین رخداد فوتبالی دهه ۶۰ بود.
دهداری تیم ملی تازهای با جوانان گمنام تشکیل داد که از میانشان تعدادی جزو ستارههای بزرگ فوتبال شدند؛ از احمدرضا عابدزاده و مجتبی محرمی تا جواد زرینچه و صمد مرفاوی. تیم جوان دهداری پس از کسب مقام سومی در جام ملتهای آسیا، آماده رقابتهای مقدماتی جام جهانی ۱۹۹۰ میشد که حاشیههای دیدار دوستانه ایران و ژاپن در استادیوم آزادی، پرونده حضور دهداری در تیم ملی را بست. روزی که تعدادی از تماشاگران با گلولههای برفی از معلم اخلاق استقبال کردند. دهداری در اوایل دهه ۷۰ از دنیا رفت.
داستان فصل دوم 20 سال بعد از اتفاقات فصل نخست را روایت میکند.
دختر و پسر نوجوانی، به دلیل شرایط اقتصادی خانواده ،آرزوی زندگی بهتری را می کنند. در نهایت، و در ادامه ی داستان، این آرزوها برآورده می شود و تجربیات تازهای را با خود به همراه می آورد.
شروع داستان از یک دفتر ازدواج و طلاق آغاز می شود. سام و رودابه هر دو از خانواده مرفه از هم جدا می شوند، از آنجاییکه دلیل طلاق آنها پایه و اساس محکمی ندارد و هنوز به هم علاقه دارند داستان طور دیگری پیش می رود…
در خط مقدم جبهه تنها دو نفر زنده میمانند، یک ایرانی و یک عراقی زمانی که سرباز ایرانی اسیر عراقی را میگیرد یک فیلمبردار با دوربین به آنها میپیوندد که هیچ چیز را به خاطر نمیآورد در راه با تشنگی روبرو شده و دو سرباز مدام با هم نزاع مینمایند و فیلمبردار تنها فیلم میگیرد و طرفداری هیچ یک را نمیکند تا آنها به رود خانه میرسند که فیلمبردار ناپدید شده و تنها کاغذ روزنامهای از او هست که زیر تصویر فیلمبردار سالگرد شهادت مستندساز جنگ را تسلیت گفتهاست.
در روز عروسی داماد، برادرش پس از آماده سازی ماشین عروس در حال آمدن نزد اوست که یک دختر جوان را سوار می کند اما پلیس ماشین را متوقف کرده و مشخص می شود داخل ماشین مواد مخدر وجود دارد و...