برچسب میترا حجار

شکارچی 1387

علی (رفیع پیتز) در کارخانه ای به عنوان نگهبان شیف شب به کار مشغول است. او به شکار علاقه زیادی دارد و از همین رو به دلیلی مدتی در زندان بوده است. با اصرار از مدیر کارخانه درخواست روزکاری میکند ولی با درخواست او موافقت نمی‌شود. یک روز به خانه بازمی‌گردد و متوجه می‌شود همسرش سارا (میترا حجار) و دختر شش ساله‌اش صبا (صبا یعقوبی) مفقود شده‌اند. پس از چند ساعت انتظار پلیس به علی می‌گوید که همسرش در جریان درگیری بین پلیس و معترضان گلوله خورده و کشته شده است. .

گمشده 1389

گمشده با مضمونی اجتماعی داستان زندگی زنی به نام «مریم سلیمیان» (میترا حجار) را دنبال می‌کند که در زمان زلزلهٔ بم جزو امدادگران داوطلب بوده و بعد از ۵ سال سازمان هلال احمر و در بخشی به نام «جستجوی گمشدگان بین‌المللی» مشغول به کار می‌شود. او هر بار با پرونده‌ای روبه‌رو می‌شود که باید آدم گمشده‌ای را در داخل یا خارجِ کشور ردیابی کند. پیدا کردن این آدم‌ها و ماجراهایی که برای آن‌ها به وقوع می‌پیوندد داستان‌های مختلف این سریال تلویزیونی را شکل می‌دهد.

یادم تو را فراموش 1394

دامون که به تازگی از مربی گری یکی از باشگاه‌های پرطرفدار فوتبال برکنار شده، با زنی مواجه می شود که سال ها قبل با او در ارتباط بوده است. این مواجهه مجدد، زندگی دامون و خانواده اش را تحت تاثیر قرار می دهد و...

ستاره 1391

مرتضی و ستـاره در انتظار تولد فرزند دوم خود هستند اما تقدیر ماجرای دیگری را برایشان رقم می‌زند. ستاره بین دو راهی مانده که شغل روی سکو را انتخاب کند یا اینکه از آرزوی همیشگی خود چشم پوشی کرده، جنین اش را حفظ کند…

لاله 1398

این فیلم دربارهٔ زندگی لاله صدیق، قهرمان اتومبیل‌رانی ایران است و چالش‌ها و مشکلاتی که این راننده حرفه ای با آن مواجه بوده را به تصویر کشیده‌است.

رهایی 1393

گروگان‌گیرانی باهوش و سریع اقدام به گروگان‌گیری می‌کنند تا به خواسته‌های خودشان از طریق گروگان‌ها برسند ولی شرایط برای آن‌ها آن‌طور که می‌خواهند پیش نمی‌رود و با ورود یگان ویژه پلیس (نوپو) به ماجرا اتفاقاتی دیگری رخ می‌دهد

وقتی پروانه شدم 1395

مصطفی مردی است که معتاد میباشد و کار خود را از دست داده است. مصطفی از پسرش کسری برای جابه جا کردن مواد استفاده میکند. روزی زن مصطفی این موضوع را متوجه میشود و با شوهرش مصطفی درگیر میشود و مصطفی از پله پرت میشود و ضربه ای که به سرش میخورد جان خود را از دست میدهد.

غیبت موجه 1398

زنی به محض ورود به مدرسه‌ای پسرانه برای یافتن پسرش با رفتارهای عجیب و طنزآمیز مدیر و ناظم و معلمان روبرو می‌شود، که گویی هر یک رازی پنهان دارند و قصد دارند با خنده و شوخی زن را گمراه کنند، غافل از اینکه زن زرنگ تر از آن‌هاست و راز آن‌ها را برملا می‌سازد.