برچسب مونا احمدی

رویای گنجشک ها 1391

"توکا پسربچه‎ی کوچکی است که به همراه شش پسربچه‎ی دیگر در یک مرکز بهزیستی استیجاری زندگی می‎کنند. صاحب ‎خانه‎ی این مرکز حکم تخلیه را گرفته است. خانم اشرفی و آقای کوهیار مسئولین این مرکز، نتوانستند مکانی برای بچه‎ها پیدا کنند و ناچارند بچه‎ها را به مراکز مختلف منتقل کنند. توکا از این وضع بسیار ناراحت است. شبی در میان بازی بچه‎ها دست توکا می‌شکند. او را به بیمارستان منتقل می‎کنند. توکا در بیمارستان با پیرمرد مهربانی به نام "آقاجون" با کلاهی جادویی آشنا می‌شود. توکا از آقاجون به خاطر نیروی جادویی‌اش درخواست کمک می‎کند...

وضعیت سفید 1390

به هنگام شروع موشک باران تهران از زمستان ۱۳۶۶ اعضای خانواده‌ای پرجمعیت که تقریباً همه با هم قهر هستند و اختلاف دارند، برای دوری از حملات دشمن، ساکن باغ مادرشان در روستایی واقع در حومه تهران می‌شوند. روستایی که مدرسه اصلی آن تبدیل به محل اسکان بخشی از اهالی جنگ‌زده شده‌است. استقرار این خانواده در باغ و هم‌جواریِ آن‌ها با مردم روستا که در اوج همدلی به‌سر می‌برند، حوادث گوناگونی را برای خانواده رقم می‌زند که باعث درک آن‌ها از مشکلات یک‌دیگر و ریشه‌های بی‌اهمیت اختلافات‌شان می‌شود. آن‌ها در طی این ماجراها درمی‌یابند که استعداد کمک و یاری به یک‌دیگر را دارند و...اما هسته‌ی مرکزی و نقش اول داستان نوجوانی به نام امیرمحمد است که اتفاقات جالبی برای وی می‌افتد و داستان‌های گوناگونی که بقیه‌ی اعضای خانواده با یک‌دیگر دارند به صورت موازی قصه را پیش می‌برد.

شهرزاد 1394

شهرزاد (ترانه علیدوستی) دانشجوی پزشکی و فرهاد (مصطفی زمانی) دانشجوی ادبیات و روزنامه‌نگار عاشق هم هستند و می‌خواهند با هم ازدواج کنند. داستان در سال ۱۳۳۲ و زمامداری دکتر مصدق اتفاق می‌افتد. پدران این دو از افراد گوش‌به‌فرمان شخصی متنفذ به نام بزرگ‌آقا (علی نصیریان) هستند. تحولات ۲۸ مرداد، فرهاد را که روزنامه‌نگار و از طرفداران پر و پا قرص مصدق است، به دلیل اتهام به قتل و توطئه علیه سلطنت به پای چوبهٔ دار می‌کشد، اما بزرگ‌آقا او را نجات می‌دهد. پس از آن ماجرا که دیگر فرهاد کمی از وحشت‌زدگی‌اش کم شده تصمیم می‌گیرند مراسم عروسی بگیرند. همه خوشحال‌اند به‌جز پدر شهرزاد (محمود پاک‌نیت) که میلی به این ازدواج ندارد. از آن طرف، بزرگ‌آقا دختری به نام شیرین (پریناز ایزدیار) دارد که با پسرعموی خود، قباد (شهاب حسینی) ازدواج کرده‌است. قباد که هیچ میلی به این دختر بدزبان و مغرور ندارد، چون او عاشقش است، به‌خاطر پدر قدرتمندش بزرگ‌آقا که عمویش می‌شود سکوت می‌کند و مجبور می‌شود بسوزد و بسازد.

قباد و شیرین بچه‌دار نمی‌شوند و دائم بر سر اینکه چه کسی مشکل دارد و بچه‌دار نمی‌شود با هم دعوا می‌کنند. بزرگ‌آقا که دیگر از آن‌ها بسیار خسته شده و احتیاج به وارث دارد، تصمیم می‌گیرد برای دامادش قباد زن بگیرد تا ببیند مشکل از کیست؛ و پس از خود وارثی داشته باشد.

ماهی و گربه 1392

فیلم داستانی غیرخطی دارد و از تعدادی داستانک با شیوهٔ روایت زمان مدور تشکیل شده است. پیرنگ اصلی فیلم این است: چند دانشجوی دختر و پسر برای شرکت در جشن بادبادک بازی به شمال کشور رفته‌اند. در همسایگی کمپ کوچک آنها کلبه-رستورانی قرار دارد که سه مرد ساکن آن هستند. رستوران به گوشت احتیاج دارد و جز این جوان‌ها شکاری در آن اطراف نیست.

کودک و فرشته 1387

در آخرین روز تابستان سال 1359 وقتی فرشته و خانواده‌اش آماده می‌شوند در جشن عروسی یکی از اقوام نزدیک شرکت کنند، غرش صدای هواپیماهای جنگنده‌ای که از مرز عبور کرده‌اند موجب می‌شود پدر فرشته تصمیم بگیرد از خیر عروسی خواهرش بگذرد و خانواده‌اش را از مهلکه بدر ببرد...

۵۰ کیلو آلبالو 1394

داستان از مجلس عروسی مرجان آغاز میشود. در میانه‌های عروسی ماموران برای دستگیری داماد خلافکار وارد می‌شوند و میهمانان هم فرار می‌کنند. در این میان ریختن آب آلبالو روی پیراهن داوود باعث آشنایی ناگهانی او و آیدا می‌شود و اتفاقات ناخواسته‌ای برای آنها می‌افتد.

بررسی ابعاد مختلف «رهایم کن» به بهانه پایان پخش این سریال | من باید می‌رفتم

مرجان فاطمی | سریال «رهایم کن» جمعه 26 خرداد با پخش قسمت هجدهم به پایان رسید؛ سریالی به کارگردانی شهرام شاه‌حسینی که روی سوژه‌ای جذاب بنا شده بود و با ترکیبی درخشان از بازیگران کاربلد و طراحی صحنه و لباس…