برچسب مهوش وقاری

الیما 1393

"الیما" قصه خانواده‌ای است که با از دست دادن پدر خود دچار چالش‌های تقسیم ارث می‌شوند و گره‌های متعددی در روابط آنها ایجاد می‌شود.

آهوی ماه نهم 1383

آهو، دانشجوی جوان با یافتن نشانه‌ای از گذشته اش دچار آشفتگی می‌شود و در آستانه جدایی از خانواده اش قرار می‌گیرد. چاره جویی برای رفع بحران روحی از او، ناخواسته و به‌تدریج وی را به رمزگشایی روانی از شخصیت پدرش که سالهاست زخمی عمیق را در هراس از تصور اتفاقی بد در خود پنهان کرده‌است، می‌کشاند. تقابل پدر و دختر، روابط آن‌ها را با اطرافیان تحت تأثیر قرار می‌دهد و هر یک را به نحوی درگیر ماجرا می‌کند.

مزرعه کوچک 1383

این سریال به مشکل جوانان تحصیلکرده کشور می پردازد که با وجود برخورداری از تخصص لازم شرایط کار برایشان مهیا نیست. از سویی دیگر این سریال به مساله همراهی زوج ها با یکدیگر در زندگی می پردازد و این که در راه تامین معاش زندگی یار و کمک همدیگر باشند.

خواستگاری در وقت اضافه 1387

داستان فیلم «ازدواج در وقت اضافه» درباره منیرخانم است که سال‌هاست همسرش فوت کرده، او مستاجر آقا صادق است که او هم همسرش را ازدست داده و با دخترش ملیحه زندگی می‌کند. ملیحه مخالف ازدواج مجدد پدرش است و از هم کلامی و ارتباط منیرخانم و آقا صادق به شدت ممانعت می‌کند. منیر خانم با استخدام سیما که یک پرستارخانگی است، می‌خواهد از او سواد بیاموزد، ولی جدای این مطلب، قصد دارد تا به واسطه سیما، روابط بین خود و آقا صادق را بهتر کند و...

یک تصادف ساده 1389

این فیلم داستان زندگی فردی به نام هاشم را روایت می کند که به ویزیتوری برای یک شرکت پخش دارو مشغول است. او در ماشین خود زندگی می کند. پیرمردی به نام ذاکری با ماشین هاشم تصادف می کند و ....

و خداوند عشق را آفرید 1384

داستان این مجموعه با آگاه شدن یک خانم وکیل به نام خورشید از وقایع زندگی آینده افراد از طریق آینه‌ای موروثی که دارای خصلتی عجیب است، آغاز می‌شود و هربار او را وارد درگیری‌های زندگی اشخاصی می‌کند که از فقدان عشق رنج می‌برند.

این یک تصادف نیست 1387

این فیلم ماجرای پسری است که در آستانه ازدواج اقدام به تعویض ماشینش با یک ماشین مدل بالا می‌کند اما شبی که بعد از فروش ماشین به خانه برمی‌گردد با یک موتورسوار تصادف می‌کند و ...

به خاطر سوگند 1385

حمید جوانی است که در آستانه ازدواج با دختری به نام سوگند قرار دارد؛ اما به هر دری که می‌زند، موفق به یافتن کار مناسبی نمی‌شود. خانواده سوگند به حمید فرصتی یک ماهه می‌دهند تا اگر نتواند در این مدت تغییری در شرایط کارش ایجاد کند، نامزدی آنان را بر هم بزنند. از طرفی دوستان بزهکار حمید که از شرایط نابسامان او مطلع هستند، وی را وسوسه می‌کنند تا قدم در راه خلاف گذاشته و در سرقتی با آنان همکاری نماید . . . .