برچسب مهوش صبرکن

روزگار خوش حبیب آقا 1386

مجموعه تلویزیونی روزگار خوش حبیب آقا :کارمندی به نام حبیب آقا که زندگی شرافت‌مندانه‌ای دارد و برخلاف برخی از اطرافیان خود حاضر نیست از موقعیت خود برای کسب درآمد بیشتر سوء استفاده کند و به همین دلیل دچار مشکلات و مسائلی می‌شود. سریال حبیب آقا یک سریال شخصیت محور است و ماجراها و رویدادهای آن بر اساس محوریت یک شخصیت شکل می‌گیرد. این شخصیت همان حبیب آقای کارمند است که نقش او راهم سیروس گرجستانی ایفاء می‌کند. کارگردان(ها) تلاش کرده تا پایه سریال خود را بر طنز موقعیت قرار دهد و کمتر از طنز کلامی استفاده کند

آچمز 1398

مصیب پس از چهل و پنج سال می‌فهمد که تنها فرزند خانواده نبوده‌است. وی برای پیدا کردن گمشده سالیان دور مادرش، راهی تهران می‌شود، اما خودش هم گمشده بزرگ‌تری دارد؛ عزت و احترام! مصیب مجبور است بین این دو گمشده یکی را انتخاب کند و همین داستان‌های پیچیده‌ای برایش به وجود می‌آورد که او را تبدیل به انسانی دیگر می‌کند.

تشریفات 1364

جواني مشهور به حسن مطرب براي دزدي وارد خانه اي مي شود. در خانه مجاور روحاني اي به نام توحيد با موعظه هاي خود گروهي از اهالي محل را بر ضد نظام سلطنتي مي شوراند. پليس امنيتي براي دستگيري توحيد به محله هجوم مي آورد. در اين ميان حسن نيز بازداشت مي شود و در زندان به دليل شباهت به روحاني شكنجه مي شود. بازجو پي مي برد كه او توحيد نيست، با وعده و وعيد او را به هيت توحيد در مي آورند و در يك مصاحبه تلويزيوني شركت مي دهند. حسن مطرب كه نقش خود را به خوبي بازي كرده است از زندگي مرفهي برخوردار مي شود، اما به دنبال برخوردهاي مردم كوچه و بازار و پدر توحيد، كه در زندان با او آشنا شده، از كرده خود پشيمان مي شود و عليه نظام سلطنتي سخنراني مي كند. پليس او را دستگير و اعدام مي كند.

گشتی ها 1365

يك گروه چهار نفري از واحد اطلاعات سپاه، زير نظر حسين، مأمور مي شوند تا براي شناسايي موقعيت قواي دشمن به خاك عراق بروند. به زودي وسايل ارتباطي آن ها از كف مي رود و در منطقه ي دشمن گم مي شوند. در يك خودروي اسقاط جنگي پنهان مي شوند. عراقي ها سر مي رسند و در كنار آن ها اردوگاهي بر پا مي كنند. آن ها از درهم ريختگي اوضاع استفاده مي كنند و با رفت و آمد در آشپزخانه و مقر فرماندهي موفق به تهيه ي آذوقه و اسناد و مدارك محرمانه مي شوند. قبل از بازگشت به اردوگاه هجوم مي برند. انبار مهمات و نفربرهاي دشمن را منهدم مي كنند و با به جا گذاشتن يك كشته به پايگاه خود باز مي گردند.

در مسیر تندباد 1367

در بحبوحه ي جنگ +دوم جهاني و اشغال ايران توسط ارتش متفقين دكتر راستان براي مداواي شوهر خواهر خود به ايل قشقايي مي رود. در آن جا با امير هوشنگ، از بزرگان ايل و ياغي گري هاي قباد و دسته اش آشنا مي شود. او به شيراز باز مي گردد. برادر كوچكش، علي، سر كرده ي اشرار شهر را از پا درآورده است. دكتر به اتفاق علي دوباره به محل ايل مي رود. در آن جا افراد ايل را درگير جنگي ناخواسته مي بيند. آلماني ها برخي از ايلياتي ها را بر ضد ارتش انگليس تجهيز كرده اند. علي كه از ياغي گري هاي قباد به خشم آمده، عليه او وارد معركه مي شود. يكي از افراد قباد امير هوشنگ را از پا درمي آورد و خود قباد به دست همسرانش كشته مي شود.

صنوبر 1380

وقايعي كه پس از انقلاب مشروطيت تا روي كار آمدن رژيم پهلوي و شروع جنگ جهاني اول اتفاق مي افتد. شرايطي را در ايران بوجود مي آورد كه موضوع اين فيلم است. در اين مقطع تاريخي با پيشروي ارتش روسيه به مناطق مركزي ايران آشوب هايي دراين مناطق حاكم مي شود.