رسم شیدایی 1383
دو دوست صمیمی به نامهای صبور (پری امیرحمزه) و مریم (مریم امیرجلالی) برای سرگرمی به خواستگاریهای قلابی میروند...
دو دوست صمیمی به نامهای صبور (پری امیرحمزه) و مریم (مریم امیرجلالی) برای سرگرمی به خواستگاریهای قلابی میروند...
سریال «لحظه قاصدک» داستان خواهر و برادر نوجوانی به نام های «میلاد» و «مینا» است که پیش از سفر به خارج از کشور، تصمیم می گیرند ایام نوروز را در کنار پدربزرگ و مادربزرگشان در تهران بگذرانند. بچهها که اجازه ورود به اتاق دایی مفقودالاثرشان را ندارند، کنجکاو می شوند و تلاش می کنند که به طریقی وارد شوند. روزی به طور ناخودآگاه وارد اتاق ممنوعه می شوند و در ادامه ماجراهای عجیبی برای آن ها رخ می دهد.
پيدا شدن گهواره كودكی در جريان مراسم عزاداری اربعين حسينی ماجراهايی را برای متولی امامزاده رقم میزند، دردسرهايی كه وحدت اهالی روستا را نيز به دنبال دارد.
ابراهیم، نوجوانی است که در بازار بوشهر به کار فروش سی دی مشغول است. بر اثر یک اشتباه هنگام تکثیر سی دی، تصاویر خانوادگی ابی به دست دلالان بزهکار می افتد و ...
این سریال با هدف تبلیغ و ترویج سنت حسنه وقف و آشنایی بیشتر مردم با واقفان و خیران شاخص کشور و همچنین گسترش فرهنگ نوعدوستی، زندگی به سبک ایرانی ـ اسلامی را در بستر ابعاد مختلف سنت حسنه وقف به نمایش میگذارد.
داستان دربارهٔ دو پزشک پدر و پسر است که در سال ۵۴ باهم در یک شهرستان مشغول خدمت هستند و در کنار طبابت مشغول کار سیاسی هم هستند. ساواک به شدت در پی پیدا کردن مسببان خرابکاری هاست. این ماجراها با جریاناتی که در خانواده و محله قدیمی آنها میگذرد تلفیق میشود و تا سال ۵۸ ادامه پیدا میکند.
این فیلم روایت جوانی است که در آستانه ازدواج متوجه میشود پدرش نمرده و زنده است و سالها پیش از مادرش جدا شده و ...
داستان این سریال درباره خسرو تابش ملقب به یاتاقان است که از درد بیپولی و نداری و بدهکاری کاسه صبرش لبریز شده و دائم در حال تلاش برای درآمد بیشتر است. او که مرد سادهای است، فریب یکی از دوستانش را میخورد و حلقهای خریداری میکند که فروشنده آن معتقد است این حلقه برای صاحبش شانس و اقبال میآورد.
از طرفی شریک شخص دیگری به نام مهندس خسرو تابش که مرد پولداری است و فقط تشابه اسمی با خسرو تابش داستان دارد، سر او کلاه گذاشته و فرار میکند و مهندس بناچار از بانک وام میگیرد. کارپرداز شرکت مهندس تابش اشتباها وام را که ۷۰۰ میلیون تومان است، به حساب خسرو تابش فقیر واریز میکند و همین اشتباه باعث اتفاقات زیادی در طول داستان میشود و...