برچسب مهناز افضلی

سفر به هیدالو 1384

آخرین کتاب دکتر فخرالدین حسینی (استاد دانشگاه) و پژوهشگر تراز اول مبتنی بر کامل ترین نظریاتش در باب عرفان و ایمان در حال چاپ است. روابط او و همسرش به دلیل نداشتن فرزند، روز به روز به سردی گرایش پیدا کرده و سکته قلبی او مزید بر مشکلاتش می شود.

محاکمه 1377

این مجموعه تلویزیونی، بازگوکنندهٔ بخشی از تاریخ معاصر ایران است. گروهی که به اجرای قانون و عدالت علاقمند هستند برای برپایی دادگاه محاکمهٔ شهربانی رضاشاه، دچار مشکلات فراوانی می‌گردند.

پرستار شب 1366

وظيفه پرستاري از رزمنده اي زخمي به زن جوان مسيحي به نام ماري سپرده مي شود.پرستار احساس مي كند كه چهره مجروح برايش آشنا است.در طول مدتي كه وظيفه پرستاري از مجروح را به عهده دارد درصدد است تا به راز اين آشنايي پي ببرد. ماري با خواندن نامه هايي كه همراه رزمنده نزديكي بيشتري به او احساس مي كند. سير و سلوك در عوالم روحي ماري را به درك تازه اي از زندگي مي كشاند. جوان رزمنده فوت مي كند. ماري در مي يابد كه جوان حامل پيغام يكي از آشنايان او بوده كه در جبهه كشته شده است.

گزارش یک قتل 1365

سروان كلالي، عضو قديمي حزب توده ايران، پس از آزادي از زندان تصميم مي گيرد كيمرام رهبر سابق سازمان نظامي حزب را كه خيانت كرده و حال نيز رئيس كانون حزب رستاخيز كارخانه ذوب آهن اصفهان است به قتل برساند. او تصميم خود رادر كوران انقلاب عملي مي كند و پس از گذشت سال ها همسر و دخترش را ملاقات كند.

توفان شن 1375

پس از تسخير لانه جاسوسي آمريكا، مقامات آمريكايي تصميم مي گيرند عليه ايران اسلامي و انقلاب نوپاي آن دست به تجاوز نظامي بزنند. يك مأمور مخفي پنتاگون راهي ايران مي شود تا مقدمات اين تجاوز را مهيا كند. حمله نظامي آغاز مي شود، اما توفان شن صحراي طبس حوادث ديگري را رقم مي زند...

سوءظن 1371

چند مرد مسلح كه در جستجوي پرونده‌اي مهم، قصد ربودن بازپرس كاوه سهرابي را دارند، به اشتباه وارد خانه همسايه (بهروز و همسرش رويا) مي‌شوند و با تهديد آن‌ها، باعث مي‌شوند تا بهروز، كاوه سهرابي را بربايد و بدين ترتيب از اين پس او به مظنون شماره يك بدل مي‌شود. پس از ماجراهايي «بهروز» و «رويا» كه به شدت مورد تهديد و خشونت قرار دارند، تصميم فرار به خارج از كشور مي‌گيرند. اما تبهكاران تصميم دارند آن‌ها را از بين ببرند تا رازشان حفظ شود و در پي تعقيب و گريزي طولاني، جان به سلامت مي‌برند.

آن سوی آینه 1376

نادر مهندس شركت نفت است و براي مأموريتي بايد به يك شهر جنوبي برود كه خانواده اش با او همراه مي شوند. در نزديكي شهر همسر نادر زهره پيرزني را مشغول كار مي بيند كه برايش آشنا است، او به روستا مي رود تا پيرزن را پيدا كند اما غافلگير مي شود چرا كه مردم روستا او را به نام صدف مي شناسند دختري كه با پدر و مادر پير و فقير با توهمات بسيار زندگي مي كند و زهره هر چه هويتش را توضيح مي دهد كسي قبول نمي كند. زهره در مي يابد كه وارد زماني در گذشته شده و زندگي جديدي در انتظار اوست. او در زندگي جديد با سختي ها و مصائب زيادي روبروي مي شود اما آن ها را قبول مي كند. زمان مي گذرد و او بعد از طي سال هاي سخت در آستانه ي سالخوردگي است كه كنار جاده در حال كار همان صحنه ي گذر زهره را مي بيند. در همين زمان زهره توسط همسر و فرزندانش بيهوش پيدا مي شود، زهره با ديگر به خانه ي صدف بر مي گردد اما اين بار او را در آستانه ي مرگ مي بيند و نزد همسرش نادر و بچه هايش برمي گردد و با ديدي جديد نسبت به زندگي مردم به شهرش باز مي گردد.

زمین آسمانی 1373

محمدعلي نجفي مي خواهد فيلمي درباره زندگي حضرت ابراهيم، هاجر و اسماعيل بسازد. داريوش ارجمند را از مشهد براي نقش ابراهيم دعوت مي كند. پس از انتخاب يك دانشجو براي نقش اسماعيل، جستجو براي بازيگر نقش هاجر شروع مي شود. ليلا خليلي كه فلسفه و ادبيات خوانده و جريان ساخت فيلم را شنيده به نجفي مراجعه مي كند و خواهان ايفاي نقش هاجر مي شود. او كه با مادربزرگ سالخورده اش زندگي مي كند، مي گويد دغدغه هاجر را دارد. جلسات روخواني بازيگران آغاز مي شود و نجفي به ليلا تأكيد مي كند كه از او يك بازي معمولي نمي خواهد. ليلا در آزمايش بازيگري پذيرفته مي شود و نجفي به گروه مي گويد كه خود را براي سفر حج به مكه آماده كنند. دختر جواني از وابستگان ليلا به نام نرگس ابراهيمي كه به بيماري مرموزي دچار شده از مشهد به تهران و به نزد ليلا و مادربزرگ مي آيد و به كمك ليلا در بيمارستاني بستري مي شود. ليلا، به رغم تمرين هاي مداومش، بيشترين اوقاتش را در بيمارستان و در كنار نرگس مي گذارند. چندي بعد، ليلا همراه با گروه راهي مكه مي شود. گروه پس از مراسم حج به ايران مي آيد و نخستين صحنه هاي فيلم با حضور ليلا و ارجمند در نقش هاجر و ابراهيم در بياباني خشك و بي آب و علف شروع مي شود.