برچسب مهناز افضلی

عبور از غبار 1368

معلمي با همسر و فرزندش در يكي از روستاهاي حومه ي تهران زندگي مي كند. او به سختي موفق مي شود خانه اي در بلندي تپه اي بسازد اما به زودي متوجه مي شود كه همسرش از بيماري كليه رنج مي برد و درشرف مرگ است. تمام اقدامات او، به دليل وضع نامساعد مالي،‌ براي همسر بيمارش بي نتيجه مي ماند تا اين كه مادر يكي از شاگردانش كه به نظر مي رسد دانش آموز بي انضباطي است بدون اطلاع معلم به بيمارستان مي رود و يكي از كليه هايش را به همسر معلم اهدا مي كند.

عشق شیشه ای 1378

جلال، بازیگر نقش های فرعی سینما که در عشق هم شکست خورده، قصد خودکشی دارد. او که ساکن اتاق شماره 212 در مسافرخانه «گل‌ها» است ابتدا تصمیم می‌گیرد با طناب خود را حلق آویز کند، اما موفق نمی‌شود و ناچار در پی استخدام یک آدمکش برمی‌آید. «حسن چاخان» بازیگر سینما، نشانی یک آدمکش معروف به نام «رعد» را به او می‌دهد.

اشک و لبخند 1373

ميترا مطلع مي گردد كه تنها فرزندش صنم به علت بيماري چند روزي بيشتر زنده نخواهد بود. صنم كه گويا از رفتن خود آگاه شده از مادر مي خواهد كه پدر گمشده اش را پيدا كند. ميترا به جستجو مي پردازد و در جشنواره ي تئاتر كودكان مردي را مي بيند كه تصور مي كند شوهرش است اما بعد در مي يابد كه آقاي افشاري شباهت زيادي با پدر صنم دارد و همسرش فوت كرده و با تنها دخترش زندگي مي كند. پس از او خواهش مي كند كه چند روز باقي مانده از عمر صنم را براي او پدر باشد. افشاري اول نمي پذيرد، اما بعد به خاطر اينكه صنم او را مي بيند ناچاراً مي پذيرد. از طرفي دختر افشاري اول نمي پذيرد، اما بعد به خاطر اينكه صنم او را مي بيند ناچاراً مي پذيرد. از طرفي دختر افشاري به نام گلنوش كه همسال صنم است پنهاني به خانه ي ميترا مي رود و تحت عنوان نوه ي خدمتكار خانه با آن ها زندگي مي كند، اما بعد از چند روز صنم فوت مي كند و گلنوش به همراه پدرش عازم شهر خود مي شوند كه در فرودگاه پشيمان شده و نزد ميترا برمي گردد.

آخرین بندر 1373

در حوالي سال 1314 شمسي، يك گروه مؤتلفه، چند تن از رجال دولتي را در «گراند هتل» به قتل مي‌رسانند و كيف دستي يكي از آنان را كه محتوي اسناد مهمي است، مي‌ربايند. در جريان تعقيب مأموران، جز «هانيه» بقيه افراد گروه از بين مي‌روند. «هانيه» كه زن جواني است با ياري خادم يك مسجد به بوشهر مي‌گريزد تا با كمك يكي از همفكران و با توسل به يك تبعيدي كافه دار به نام «هاشم دربندي» كه سابقه عبور دادن مسافران قاچاق را دارد، از ايران خارج شود و مدارك را به گروه ديگري برساند. كارآگاه «محمد علوي» از اداره تأمينات از طريق وابستگي‌اش با خادم مسجد، با «هانيه» آشنا شده و به رغم برخورد بد اوليه، دوستي عميقي شكل مي گيرد و هر دو در صدد نجات هانيه و شوهر فراريش از بند كه در بوشهر به او مي‌پيوندد، بر مي‌آيند و حوادث بعدي غير منتظره است...

نگاهی به فعالیت بازیگران زن که به مستند سازی روی آوردند به بهانه اکران مستند «آواز باد» ساخته سودابه بیضایی | به سمت حقیقت

از روز سه‌شنبه دوم بهمن فیلم مستند «آواز باد» به کارگردانی سودابه بیضایی در گروه هنر و تجربه روی پرده رفت. مستند دیگر بیضایی با نام «کسری آنلاین»  هم در همین چند روز اخیر در جشنواره داکای بنگلادش به نمایش درآمده. سودابه بیضایی سال‌ها ست که به عنوان بازیگر در سینما و تلویزیون مشغول فعالیت است و حالا چند سالی است به کارگردانی مستند روی آورده. مسیر او یادآور دیگر بازیگران زن ایرانی است که در این مسیر قدم گذاشتند.