برچسب مهری ودادیان

مرز 1360

اهالي يك روستاي مرزي با خطر حمله ي نظامي ارتش دشمن مواجه مي شوند. ريش سفيد روستا اهالي را به مقاومت دعوت مي كنند. يك استوار اخراجي ارتش به نام مختار، كه تا آن لحظه از مردم كناره مي گرفته، روستاييان را آموزش نظامي مي دهد . اهالي روستا مسلحانه، زير رهبري مختار، به سوي مرز حركت مي كنند و در نبرد با ارتش متجاوز پيروزي را نصيب خود مي سازند.

شیلات 1362

اقدام هاي افشاگرانه «خوجه ممد» كه فرزندش را در مبارزه با رؤساي شيلات از دست داده است، منجر به خودكشي رئيس شيلات مي شود. خوجه ممد دزدي هاي رئيس شيلات را به گوش مردم مي رسانده است. رئيس جديد در نخستين اقدام خود سعي مي كند از خوجه ممد زهرچشم بگيرد و وقتي او را همچنان ياغي مي بيند تصميم مي گيرد او را در سردخانه شيلات حبس كند و به قتل برساند. خوجه و نوه اش «دردي» كه تصادفي در سردخانه حبس شده است، نجات مي يابند و كارگران و صيادان را به اعتصاب و شورش وامي دارند. دردي در درگيري با مأموران كشته مي شود و خوجه كه وانمود مي كند پيرمرد مطيعي شده است به سرپرستي سردخانه منصوب مي شود. روزي كه گروهي از مقام هاي عالي رتبه و رئيس شيلات براي بازديد به منطقه آمده اند خوجه ممد آنها را در سردخانه حبس مي كند و خود به همراه كارگران به پايكوبي مي پردازد.

رابطه 1365

ناصر، نوجوانی ناشنوا و لال قادر به ایجاد رابطه با اطرافیان خود نیست. پدر و خواهرش به او بی توجه اند و دل سوزاندن مادر به حال او بی فایده است. ناصر تحت فشار اطرافیان و خانواده از همه کس و همه چیز دلزده است، اما پس از آن که معلمش او را در عدم برقراری رابطه با اطرافیان مقصر می داند به خود می آید. سرانجام پس از آن که تا حدودی قدرت تکلم می یابد با دسته گلی به دیدار معلم می رود.

بازیچه 1371

قدير ظفرلو صاحب يك شركت مضاربه اي جهت تهيه ويزاي سفر براي دخترش فرشته، او را به عقد راننده خود امير درمي آورد. ملوك همسر اول قدير، امير را در جريان قرار داده و امير نيز از خروج فرشته جلوگيري مي كند. فرشته كه براي رهايي خود به منزل پدرش رفته بود با طلبكاران پدرش روبرو مي شود و به منزل امير باز مي گردد. قدير به آمريكا مي رود اما پس از چند سال به ايران بازگردانده مي شود. سرانجام او با كمك فرشته سرمايه ي خود را بين سهامداران تقسيم مي كند.

در انتظار شیطان 1366

در روزهاي بعد از بهمن 1357 خان ظالمي از روستا مي گريزد. پيشكار او، كه مورد تنفر روستائيان است، اموالش را حفاظت مي كند. همسر پيشكار از اين بابت شوهر را شماتت مي كند. خان در نامه اي به خواهرش جايگاه عتيقه هايي را كه پنهان كرده است اطلاع مي دهد تا پس از فروش پول آن ها را برايش بفرستد اما نامه به دست پسر خان مي افتد. پسر در درگيري با پيشكار، همسر او را به قتل مي رساند. با اقدام اهالي روستا عتيقه ها به دست مردم مي افتد.

تصویر آخر 1365

دكتر پورمهر به جاي رفتن به بيمارستان به خواست همسرش در خانه مي ماند تا در ميهماني ناخواسته اي حضور داشته باشد. مردي كه همسرش بيمار است به مطب او مراجعه مي كند. دكتر را نمي يابد و پرس و جو كنان خانة دكتر را مي يابد. اما دكتر - به خواست همسرش - از مداواي بيمار سر باز مي زند. مرد راهي بيمارستان مي شود و با زحمت همسرش را به بيمارستان مي رساند،‌ اما پزشك مسئول بيمارستان،‌ دكتر حكيمي،‌ در محل حضور ندارد. زن مي ميرد و مرد به انتقام مرگ او تصميم مي گيرد دكتر را به قتل برساند. او را تا دم مرگ تعقيب مي كند. دكتر،‌ كه به اصرار همسرش تصميم دارد به پايتخت منتقل شود به خود مي آيد و تصميم مي گيرد براي مداواي بيماران در شهرستان زادگاه خود بماند.

بازجویی یک جنایت 1362

جسد كارخانه داري به نام هدايت نيا در زباله داني اطراف شهر كشف مي شود. بازپرس جواني مأمور مي شود تا پرونده قتل را پيگيري كند. بازپرس به گوشه هايي از زندگي خصوصي و گذشته مقتول دست مي يابد و دو مرد آلونك نشين را كه قاتلان او هستند دستگير مي كند؛ اما روشن مي شود كه برادر و فرزند هدايت نيا دستور قتل را صادر كرده اند، زيرا هدايت نيا با توسعه كارخانه به كمك سرمايه داران خارجي موافق نبوده است. با كشته شدن فرزند هدايت نيا به دست عموي خود به بازپرس دستور داده مي شود كه از پيگيري پرونده خودداري كند.

بازگشت قهرمان 1369

پدري مطلع مي شود كه فرزندش را در كردستان به اسارت گرفته اند و براي آزاد كردن او مبلغي باج مي خواهند. او با همكاري اعضاي خانواده و بستگان مبلغ موردنظر را تهيه مي كند و با تلاش و زحمت خود را به محل قرار مي رساند. اما به جاي فرزند، جواني را كه همنام و همرزم فرزند او است تحويلش مي دهند. جوان به پيرمرد اطلاع مي دهد كه شاهد بوده است فرزندش را به بيابان برده اند تا تيرباران كنند. پيرمرد وقتي به خانه مي رسد فرزندش را ملاقات مي كند كه قبل از تيرباران گريخته است.