مدرسه مادربزرگ ها 1375
سریال مدرسه مادربزرگها داستان تعدادی خانم میانسال است که خانم معلم جوانی دارند و در هر قسمت ماجراهای جالبی را به وجود میآورند.
سریال مدرسه مادربزرگها داستان تعدادی خانم میانسال است که خانم معلم جوانی دارند و در هر قسمت ماجراهای جالبی را به وجود میآورند.
این سریال بر اساس وجه تسمیۀ مثلهای فارسی، در شش قسمت تهیه شده بود:
علمعلم، درد علم / زری که نبود توی علم
ناخوش خر خورده!
عجب سرگذشتی داشتی، کلعلی!
نه شیر شتر، نه دیدار عرب (تا مرا دم تو را پسر یاد است / دوستی من و تو بر باد است)
تخممرغدزد، شتردزد میشود.
قربون بند کیفتم، تا پول داری رفیقتم
شخصیت محوری سریال عروسکی است به نام «زیزی گولو آسی پاسی دراکوتا تابهتا» که از یک سیاره ناشناخته به زمین آمده و مهمترین توانایی او این است که با خواندن وِرد «زیزی گولو آسی پاسی دراکوتا تابهتا»، کارهای خارقالعاده انجام میدهد و علاقه زیادی به حضور در کنار نوشیدنی ها به عنوان گارنیش دارد.
این مجموعه تلویزیونی بر اساس زندگی واقعی بانویی است که به عنوان «دامدار نمونه» شناخته شده بود. این بانو که «ربابه دهقان» نام دارد، با وجود مشکلات فراوان و مخالفت فرزندان که زندگی شهری را ترجیح میدهند، در یکی از روستاهای اطراف اراک، یک گاوداری احداث کرده و در اطراف آن نیز یک مزرعه علوفه ایجاد نمود.
حمید بنان، با اختلاس 18 میلیون دلار از کشور گریخته و به علتی نامعلوم پس از دو سال به ایران باز میگردد. از طرف دیگر، یک خبرنگار برای افشای فساد مالیاش، او را تعقیب کرده و هر دو در تصادفی که توسط شرکای پیشین حمید طرحریزی شده، صدمه دیده و راهی بیمارستان میشوند . .
در روز عید غدیر خم، پیرزنی که در منزلش به تنهایی زندگی میکند، منتظر فرزندان خود است تا در آن روز، به دیدارش آمده و سری به او بزنند. در این حین، سه دزد جوان، به طمع سرقت یک میراث گرانبها که تصور میکنند به پیرزن رسیده، وارد منزل او شده و پیرزن را به عنوان گروگان به خانه خود میبرند. پیرزن به جای نگرانی و ترس، سعی میکند با خونسردی و آرامش، جای خالی مادر را برای آن سه جوان پر کند. رابطه مهرآمیز و مادرانه پیرزن با سه جوان و جستجوی فرزندان پیرزن برای یافتن او، ماجراهایی را رقم میزند. در پایان، آن سه جوان، تحت تأثیر محبت و منش انسانی پیرزن قرار گرفته و خودشان او را به منزلش برده و به فرزندانش تحویل میدهند.[۱]
این سریال داستان یک زوج متعلق به دو طبقه اجتماعی مختلف به نامهای صحرا (شهلا میربختیار) و ساسان (داریوش مودبیان) را بازگو میکند که ازدواجشان با دخالتهای مادر ساسان (با بازی جمیله شیخی) و عوامل و مسائل دیگر رو به فروپاشی و طلاق میرود.
دو برادر به نامهای «محسن» (با بازی مهران مدیری) و «امیر» (با بازی عبدالرضا اکبری) وارثِ باغ پدرشان «حاجنایب» هستند؛ اما اختلاف سلیقهٔ آنها بر سر چگونگی استفاده از این باغ، آنها را رودرروی یکدیگر قرار میدهد. مادر (با بازی نیکو خردمند) و خواهر (با بازی فریبا متخصص) و برخی دوستان خانوادگی نیز وارد ماجرا میشوند. امیر که استاد دانشگاه است، مصمم به حفظ میراثِ سبز پدر است و محسن، در این فکر است تا با قطع درختان، در آنجا به ساختمانسازی بپردازد. امیر به گمان اینکه اگر محسن ازدواج کند، سربهراه خواهد شد؛ زمینهٔ ازدواج او را با دختر داییاش «مریم» (با بازی سودابه مرادیان) فراهم میکند اما…