این بخاری به خواری می سوزد (نمایش) 1394
در فصل سوم شیرین به کمک صابر از دارالمجانین فرار میکند. با مرگ بلقیس بدست اکرم و ورود شربت(پانتهآ پناهیها) پرستار قلابی فصل اول شروع میشود. شربت معشوقه ی نصرت در عمارت با نام لاله خدمتکاری میکند. هوشنگ با شخصی به نام مهری ازدواج موقت میکند ولی مادر همسر اول هوشنگ حمیرا مانع دائم شدن ازدواج میشود. هاشم و اصغری به دست شاپور بهبودی به علت کمک به ثریا برای خروج از کشور به قتل میرسند. فرهاد به علت فراری دادن ناموفق دکتر مصدق به دستگیر و به اعدام محکوم میشود. شربت به دست شاپور بهبودی و به کمک اکرم و قباد به قتل میرسد. قباد اکرم را به علت قصد کشتن کبیر به دستور سروان آپرویز از عمارت بیرون میاندازد. شهرزاد شیرین را میبیند و با شیرین هم دست میشود برای کشتن قباد. مرضیه(مادر فرهاد) از شهرزاد خواهش میکند که به عمارت برگردد تا تجدید نظری در حکم پسرش بشود. شهرزاد از فرهاد جدا میشود و به عمارت برمیگردد. شیرین و صابر و فرهاد دست به یکی میکنند برای کشتن قباد...
این فیلم داستان زنی به نام ”نساء” را روایت می کند که بعد از شهادت همسرش که جانباز دوران دفاع مقدس بوده برای گذراندن زندگی به دنبال کار می گردد و در این جهت با ماجراهایی روبرو می گردد.
این سریال روایت زندگی یک مهندس متخصص است که با همسر نویسنده اش و فرزندش زندگی خوبی دارند، تا این که مهندس تصمیم می گیرد برای ادامه زندگی به خارج از کشور مسافرت کند. او برای این کار با یک خانم وکیل مشورت می کند. این موضوع باعث می شود پای وکیل به زندگی مهندس باز شود و مسائل دیگری را به وجود آورد...
فریبا دختری 26 ساله است که در یک آشپزخانه به عنوان آشپز کار می کند و کارش بسیار برایش اهمیت دارد و تحت هیچ شرایطی حاضر به از دست دادن آن نیست. سرکارگر آنجا زنی به نام زری است که دختری به نام زیبا را به عنوان کارگر جدید استخدام می کند. فریبا که ترس از دست دادن کارش را دارد در ابتدا سعی می کند تا او را کارگر بدی جلوه دهد اما وقتی متوجه می شود که...
هر وقت سه بچه همزمان، یک آرزوی مشترک میکنند، آن آرزو حتما برآورده میشود…
«مسعود» که از خانوادهای نسبتا مرفه است قصد ازدواج با «ریحانه» را که از خانوادهای فرهنگی و خواهر دوست و همکلاسی «مسعود» در دانشگاه است، دارد و درام عاشقانهای بین این 2 نفر در «بینشان» در جریان است.